پاتریک مودیانو، ابتدای کتاب در مقدمه کتابش، سیرکی که میگذرد، به نقد نوشتنش و کتابش، پرداخته است و این مصداق کامل زندگی مانند سیرکی است که میگذرد، است. نام کتاب با توضیح خود نویسنده، مودیانو، به راستی و منطبق بر متن کتاب انتخاب شده است. اما پایان کتاب باز نیست، رهای بی در و پیکر است!؟ انگاری ناشر، صفحات آخر کتاب را گم کرده است ولی خودش را نباخته و با جسارت تمام کتاب را چاپ کرده است.
شناخت نحوه تولید محتوای نویسنده، پاتریک مودیانو، میتواند خواننده را بهتر هدایت کند یا اصلا خواننده علاقمند به این نوع نگارش را جلب کند.
نحوه نگارش کتاب، ساده است اما روان نیست، ولی با این حال خیلی هم درگیرت نمیکند که فلش بکها آزاردهنده باشد.
اینکه پاتریک نویسنده، داستان زندگی خودش را کتاب کرده و منتشر کرده، خوب است اما قبل از نوشتن، تصمیم نگرفته است که میخواهد تا کجای این روند را ادامه بدهد یا بنویسد، یا اصلا مایل است تمام این ماجرا را برای دیگران بازگو کند یا نه، خوب نیست؟!
شناخت نحوه تولید محتوای نویسنده، پاتریک مودیانو، میتواند خواننده را بهتر هدایت کند یا اصلا خواننده علاقمند به این نوع نگارش را جلب کند.
نحوه نگارش کتاب، ساده است اما روان نیست، ولی با این حال خیلی هم درگیرت نمیکند که فلش بکها آزاردهنده باشد.
اینکه پاتریک نویسنده، داستان زندگی خودش را کتاب کرده و منتشر کرده، خوب است اما قبل از نوشتن، تصمیم نگرفته است که میخواهد تا کجای این روند را ادامه بدهد یا بنویسد، یا اصلا مایل است تمام این ماجرا را برای دیگران بازگو کند یا نه، خوب نیست؟!