نظر محمدرضا جوادی برای کتاب صوتی جاده شهر

جاده شهر
ناتالیا گینزبورگ، فرناز حائری
۳.۸(امتیاز ۳۷۲ نفر)
محمدرضا جوادی
۱۴۰۵/۰۴/۰۱
این کتاب شبیه داستان پرنده‌ای است که قفس کوچک روستا را زندان می‌بیند و تمام خوشبختی را پشت پنجره‌های درخشان شهر جست‌وجو می‌کند. او برای رسیدن به آن نور، از شاخه‌ای که دوستش دارد جدا می‌شود، اما وقتی به مقصد می‌رسد درمی‌یابد که بسیاری از چراغ‌ها از دور پرنورتر از واقعیت‌اند.
گینزبورگ در این رمان، شهر را فقط یک مکان جغرافیایی نمی‌داند؛ شهر نماد آرزوها، جاه‌طلبی‌ها و خیال‌بافی‌هایی است که انسان برای فرار از کمبودهای زندگی خود می‌سازد. در مقابل، روستا نماد واقعیت، ریشه‌ها و روابطی است که گاهی ارزششان را دیر می‌فهمیم. شخصیت اصلی در جاده‌ای قدم می‌زند که ظاهراً به سوی پیشرفت می‌رود، اما در باطن او را با بهای انتخاب‌هایش روبه‌رو می‌کند.
پیام تمثیلی کتاب این است که انسان اغلب گمان می‌کند خوشبختی در جایی دیگر، در زندگی دیگر یا کنار آدم‌های دیگر پنهان شده است. اما وقتی به آن نقطه می‌رسد، متوجه می‌شود که برخی از ارزشمندترین چیزها را در مسیر جا گذاشته است. «جاده شهر» بیش از آنکه درباره رسیدن باشد، درباره هزینه‌های رؤیاپردازی و فاصله میان خیال و واقعیت است.
به همین دلیل، این رمان کوتاه را می‌توان تمثیلی از زندگی بسیاری از انسان‌ها دانست؛ کسانی که تمام عمر به دنبال افقی دور می‌دوند و تازه پس از رسیدن درمی‌یابند که خوشبختی همیشه در مقصد نیست.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟