نظر ایرج عاشوری برای کتاب مراقبه محض

مراقبه محض
ایرج عاشوری
۱۴۰۵/۰۳/۱۲
00
هیچ کس ما را از نظم طبیعی خودمان خارج نکرد. ما با اختیار خودمان جهش کردیم. تنها یک آرمان نهایی است: آرزوی تجربه کردن آگاهی محض و دگرگونی ناشی از آن. آیا می توان به آگاهی حاکم بر جهان و کوچک ترین ذره حیات دسترسی داشت؟ پاسخ بله است. اما یک فصل کامل طول می کشد که معنی بله را باز کنید. (نقل از متن کتاب) شاید برآیند آموزه های چوپرا در کتاب های اخیر، همین کتاب باشد. جان مطلب و جوهره کلام چوپرا، آگاهی است. آگاهی در همه اشکال خود. در اینجا مراقبه نیز راهی برای رسیدن به خود حقیقی و آگاهی محض است. کتاب به طور مفصل توضیح می دهد که ما خود جان جهان هستیم. تئوری ها و نظریه های جدید، در قالب کلامی دیپاک چوپرا برای خواننده رمز گشایی شده است. وقتی برای دومین بار کتاب ر خواندم تصمیم گرفتم نظرم را مفصل تر بنویسم شاید کمکی به خوانندگان بعدی باشد. متاسفانه با همه زحمتی که کشیده شده، ترجمه بسیار ابتدایی و ناقص، و برخی موارد کاملا نامفهوم است که نشان می دهد مترجم اصولا با ادبیات و نگارش دکتر چوپرا آشنایی ندارد. نکته فاجعه بار در انتهای کتاب، ترجمه مانتراها به فارسی است بدون این که اصل مانترا به زبان انگلیسی یا فارسی نوشته شود. فقط تصور کنید که در مراقبه نشسته اید و به جای مانترای " تات توام آسی " که قلب همه مانتراهای ودایی هست در ذهن خود تکرار می کنید: تو همانی هستی که خود هستی هستی 🤨امیدوارم در چاپ های بعدی از یک مترجم حرفه ای استفاده کنید. ضمنا کاش کتاب نسخه صوتی می داشت. نسخه صوتی قوی مثل کتاب فراوانی از چوپرا که نشر ذهن آویز منتشر کرد. از توجه شما سپاسگزارم 😊
هیچ پاسخی ثبت نشده است.