نظر Eli برای کتاب قلب ضعیف و بوبوک

قلب ضعیف و بوبوک
Eli
۱۴۰۵/۰۳/۰۱
00
شخصیت اصلی در داستان قلب ضعیف خودش رو دوست نداشت و خودش رو در زندگیش لایق خوشبختی و سعادت نمیدید و به نظرم افسرده هم بود و یک چیز کوچک و بی اهمیت را خیلی مهم و جدی تلقی کرد و به اصطلاح از کاه، کوه ساخت و همین باعث اضطراب و استرس شدیدی شد و با فکر و خیال زیاد و بیهوده کارش به جنون کشید. البته دوستش هم به ترس و اضطرابش بیشتر دامن میزد و نتونست کمکش کنه. این داستان رو دوست نداشتم و مکالمه دو دوست تکراری و خیلی خسته کننده بود. داستان بوبوک مکالمه میان مردگان یک قبرستان بود که با کوتاه بودنش بسیار جالب بود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.