داستان اول (شوهرحسود) مشخص تر و قابل فهم بود، ولی زیادی کش اومده بود و حوصله رو سر میبرد. داستان دوم (رمانی در نه نامه) خیلی باید به مغز فشار بیاری و چندبار گوش بدی تا چیزی هرچند کم از داستان سردربیاری😅چیزی که من از داستان رمانی در نه نامه متوجه شدم این بود: ایوان پتروویچ به دوستش بدهی داره برای همین سعی میکنه ملایم تر باشه و حتی شده با دروغ دوستش رو عصبانی و ناراحت نکنه. پتر ایوانیچ متوجه دروغها و احترام الکی دوستش هست و برای همین تند صحبت میکنه. همسر ایوان پتروویچ قبل از ازدواج با یوگنی دوست بوده ولی به دلایلی مجبور شده با ایوان ازدواج کنه.
همسر پتر ایوانیچ در حال حاضر با یوگنی رابطه داره ولی مشخص نیست درجه ارتباطش تا چه حدی هست. احتمال خیلی زیاد یوگنی نامههای همسران این مردهارو که خطاب به او بوده، به دست مردان رسونده، ولی به چه دلیلی مشخص نیست.
همسر پتر ایوانیچ در حال حاضر با یوگنی رابطه داره ولی مشخص نیست درجه ارتباطش تا چه حدی هست. احتمال خیلی زیاد یوگنی نامههای همسران این مردهارو که خطاب به او بوده، به دست مردان رسونده، ولی به چه دلیلی مشخص نیست.