نظر دلارام کاشانی برای کتاب قلب ضعیف و بوبوک

قلب ضعیف و بوبوک
دلارام کاشانی
۱۴۰۵/۰۲/۰۳
00
قلب ضعیف بیشتر شبیه به مغز ضعیف بود. زیادی احساسات بزرگنمایی میشد مثلا علاقهی بین شخصیت اول داستان و همخونهاش از عشق هم انگار بالاتر بود و انگار همین همخونه خودش زیادی پیاز داغ قضیه رو هم میزد تا شخصیت اول بیشتر درگیر بشه. اورتینک بودن و هذیان لایق نبودن و مجازات شدن جالب بود ولی پخته و قابل درک نبود. من دوست داشتم هذیانهای ذهنی واسیا رو بیشتر بخونم تا افکار بی ربط و پراکندهی آرکادی رو. در کل همه چیز توی این داستان قلب ضعیف شلوغ شده و کولی بازی بود در این حد که من توهم توطئه گرفته بودم که ارکادی داره این کارا رو میکنه که مقام و پول و نامزد واسیا رو، با حذف واسیا، برای خودش برداره و وقتی برنداشت خیلی از داستان نا امید شدم. بوبوک، بامزه بود. فقط همین ولی نه سر و تهی داشت و نه پی رنگ خاصی. خیلی داستانها با این مضمون و موضوع تا الان خوندم و بوبوک هیچ نکتهی خاصی نداشت که تو ذهنم بشینه. چیز درخشانی از کتاب انتظار نداشته باشید. دو تا داستان کوتاه نسبتا متوسطه با یه اسم خیلی بزرگ.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.