ایده داستانی جالب کتاب همون اول نظرم رو جلب کرد. اسپویل نیست چون تو همون صفحه اول میخونید داستان چیه. قطاری در یک حادثه از ریل خارج شده و تعدادی از مسافراش از بین رفتن. حالا همون قطار هر شب از مبدا تا ایستگاهی که حادثه رخ داد حرکت میکنه اما فقط کسانی که عزیزی رو از دست دادن میتونن قطار رو ببینن و سوارش شن و برای آخرین بار عزیزشون رو ملاقات کنن. داستان چهار فصل داره. فصل اول واقعا عالی شروع شد. مطمئن بودم دارم یک کتاب ساده و دوست داشتنی رو میخونم. دیالوگها و مونولوگهایی که حامل احساساتی صاف و پاک بودن. شخصیتهایی که اکثرشون خوب بودن و خوب بودن رو یادآوری میکردن. دوست داشتن یاد میدن و مهم تر اینکه قدر همو بدونیم چون تا به خودمون بیایم شاید دیر شده باشه. فصلهای بعدی با اینکه خوب بودن اما یکی دو قدم از فصل اول عقب تر هستن. قرینه سازی دیالوگها و تلاقی شخصیتها در فصلها با اینکه دنیا سازی میکنه و جالبه اما کمی زیادی بود.
کار مترجم هم خیلی خوب بود. قشنگ دل به کار داد دستش درد نکنه. ترجمهای سبک بدور از سنگین گویی، روان و ساده عین خود کتاب. و مهم تر از همه مارو با کلی اسم و اصطلاح ژاپنی تنها نذاشت. همه اسامی و مثلا اینکه فلان غذا دقیقا چیه یا فلان مناسبت در ژاپن چیه توضیحات دارن.
کتاب رو به همه پیشنهاد میدم اگه دنبال یه داستان ساده و دوست داشتنی هستید که دعوت به زندگی و زدن حرف دل کنه.
"وقتی مهمونی تموم شد، بیا با هم بریم به اون جنگل. "
مراقب هم باشیم، کنار هم بمونیم و قدر همو بدونیم.
کار مترجم هم خیلی خوب بود. قشنگ دل به کار داد دستش درد نکنه. ترجمهای سبک بدور از سنگین گویی، روان و ساده عین خود کتاب. و مهم تر از همه مارو با کلی اسم و اصطلاح ژاپنی تنها نذاشت. همه اسامی و مثلا اینکه فلان غذا دقیقا چیه یا فلان مناسبت در ژاپن چیه توضیحات دارن.
کتاب رو به همه پیشنهاد میدم اگه دنبال یه داستان ساده و دوست داشتنی هستید که دعوت به زندگی و زدن حرف دل کنه.
"وقتی مهمونی تموم شد، بیا با هم بریم به اون جنگل. "
مراقب هم باشیم، کنار هم بمونیم و قدر همو بدونیم.