فعلا تا ص101 خوندم، بنظرم نمیشه جنایی و معمایی توصیفش کرد، هر چند که از زنی حرف میزنه که بخاطر پروندهای جنایی در بازداشته
تا اینجا بنظرم مهمترین نکته ش این بوده که دربارهی زنی حرف میزنه که روش خودش رو داشته، روشی که شبیه روشهای پذیرفته شده نبوده و استانداردهای پذیرفته رو نادیده میگرفته، و اون زن جوری با اعتماد به نفس و با حالتی معمولی در مورد روش خودش فکر میکنه که باعث میشه خواننده فکر کنه واقعا این روشهای متناقض چه ریشههایی داشتند و چرا این طور شکل گرفته اند؟
تا اینجا بنظرم مهمترین نکته ش این بوده که دربارهی زنی حرف میزنه که روش خودش رو داشته، روشی که شبیه روشهای پذیرفته شده نبوده و استانداردهای پذیرفته رو نادیده میگرفته، و اون زن جوری با اعتماد به نفس و با حالتی معمولی در مورد روش خودش فکر میکنه که باعث میشه خواننده فکر کنه واقعا این روشهای متناقض چه ریشههایی داشتند و چرا این طور شکل گرفته اند؟