نظر سما جعفری برای کتاب قلب ضعیف و بوبوک

قلب ضعیف و بوبوک
سما جعفری
۱۴۰۴/۱۲/۱۶
20
بعد از قمارباز، این کتاب رو خوندم. داستان اول موضوع جالبی داره ولی خیلی بیشتر از اینها میتونست بسط داده بشه. ظاهرا این داستان در اوایل کار نویسنده نوشته شده و خیلی پخته نیست. دیالوگها و حرکات کاراکترها شدیدا سطحی و بی معنیه. سرعت پیشرفت داستان هم زیاده و همونطور که یکی از دوستان گفتند باعث شد من هم خیلی سریع داستانو بخونم، البته که حوصله سربر بودنش هم بی تاثیر نبود. ولی مفهومی که قصد داره منتقل کنه، این هست که بعضی افراد حتی وقتی خوشبختی بهشون رو میکند، خودشون رو لایق اون نمیبینند و براشون این پذیرش وجود نداره که اونها هم میتونند خوشبخت باشند. به همین علت ضعیف بودن شخصیت واسیا باعث آشفتگی روانی و نهایتا جنون او شد. اما داستان دوم خیلی جالبتر بود و به زندگی پس از مرگ اشاره داشت. افرادی که افسوس میخورند و دوست دارند به دنیا برگردند، اما نویسنده معتقده آدمها پس از مرگ هم تغییر نمیکنند و اصلا شاید به همین خاطره که میگند آدمها اگر به زندگی دنیایی برگردند، باز همون شیوه ی قبل رو در پیش میگیرند. یک جمله ی خیلی قشنگ هم داشت که میگفت: «اینجا مردم خیلی از آدم ها را دیوانه میکنند، اما تا به حال نشده که کسی را عاقل بکنند.»
هیچ پاسخی ثبت نشده است.