نظر ح آبیاری برای کتاب به من فکر کن

به من فکر کن
ح آبیاری
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
01
این کتاب روایت زن و مردی با روحیات متفاوتند، زن آدمی ظاهر بین عاشق پیشه است و دربند اخلاقیات و، وفاداری نیست. وقتی با مردی بنام سباستین آشنایی پیدا میکند عاشق او میشود، با او رابطه دارد تا زمانیکه جیمز ازاو خواستگاری میکند، بناچار سباستین را ترک میکند و باجیمز به زندگی مشترک ادامه میدهد بعد از چندسال از جیمز هم خسته میشه و به بهانه افسردگی بعلت زایمان جنین نارس و مرده، اتفاقا با جوانی که پنج سال از خودش کوچکتر بود آشنا میشه و عشقی میان ایند و شکل میگیره که از شوهرش (جیمز) مخفی میکنه، تا زمانی که جیمز با خواندن دفتر خاطرات زنش متوجه خیانت ایوت میشه. خود جیمز هم بااینکه کشیش بوده هیچ اعتقادی به این لباس نداشته وفقط بعنوان یک شغل و حرفه آنرا قبول کرده بود به همین دلیل حرفها و نصایحش بر اطرافیانش تاثیری نداشت چون زنش و پسرش تام اصلا خدا را قبول نداشتند. کمااینکه خودش هم به الن بیوه ای که به او علاقمند شده بود اعتراف کرد که به خدا وند اعتقاد ندارد.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.