نظر Kowsar برای کتاب خرگوش مخملی

خرگوش مخملی
Kowsar
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
00
داستان ظاهراً کودکانه با مفاهیم عمیق و زیبا و آموزنده بزرگسالانه هست. بنظرم یه کارتون با همچین موضوعی دیدم و سریال کارتونی اسباب بازیها و یکم هم پینوکیو. خرگوش قصه یه اسباب بازیه ساده س یعنی کوکی یا باطری دار و... نیست که تو بین عروسکهای صاحبش بهش بی اهمیتی میشه. بزرگترین عروسک یه اسب دانا و مهربونه و خرگوش چون عروسک خرگوش دیگهای نیست فکر میکنه کم اهمیت و مصنوعیه؛ پس درباره واقعی شدن ازش میپرسه که آیا واقعیه؟؟ اسب هم میگه: «اره و وقتی واقعی بشی حتی ظاهرت هم عوض میشه». یه شب پرستار بچه خرگوش رو بجای عروسک دیگهای تو بغل پسر میذاره و بعد از اون پسر بهش وابسته میشه و بعدش اونا همه جا موقع بازی و خواب باهمن. تا اینکه یه روز پسر مهربونه قصه مخملک میگیره و بعد از خوب شدنش همه وسایل رو بخاطر آلوده بودن تصمیم میگیرن که بسوزونن و خرگوش هم. پسر چون داره به همراه خانواده به سفر میره، متوجه نبود خرگوش نمیشه. خرگوش تو کیسهای که همرات با بقیه وسایلها قرار سوزنده بشه منتظر پسریه که اون رو واقعی کرد ولی بجاش پری مهربون میاد و بهش میگه: «وظیفه من اینه وقتی عروسکها پیر یا دور انداخته شدن، اونها رو واقعی کنم.» پری خرگوش رو به جنگل میبره و کنار بقیه خرگوشها به خرگوش واقعی تبدیل میکنه. چند روز بعد خرگوش پسر مهربونی رو که اون رو واقعی کرد میبینه که مشغول بازیه. نکته: معمولا آدما هویت خودشون رو تو نقش هاشون تعریف میکنن، فرزند بودن، دوست بودن، همسر بودن، مادر یا پدر بودن و درکنار همه اونا لازمه خود اصلیت رو فراموش نکنی.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.