در متونی که از دوران پیش از اسلام و قرون اولیه پس از اسلام بجا مانده، به نام زنانی اشاره شده که نقشهایی تأثیرگذار در جامعهی خود ایفا کردهاند. آرزو خسروپور در کتاب ارزش زن در ایران باستان، بر جایگاه زنان در ایران باستان تمرکز کرده و به نقشهای حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آنها در دورههای مختلف میپردازد. این اثر که در گروه کتابهای تاریخ اجتماعی عصر باستان قرار میگیرد، با تکیه بر منابع تاریخی، وضعیت اجتماعی زنان را بررسی میکند.
دربارهی کتاب ارزش زن در ایران باستان
از تاریخ ایران باستان، نام زنانی چون همای، پوراندخت و آزرمیدخت بجا مانده که توانستهاند به مقام پادشاهی دست یابند و نام خود را در تاریخ تثبیت کنند. همچنین برخی از پژوهشها نشان میدهند در اوستا و نوشتههای بجا مانده از ایران باستان، نام زنان و مردان در کنار یکدیگر ذکر شده و آنها را صاحب حقوق برابر میدانند؛ به صورتی که زنان حق مالکیت زمین دارند و به آنها اجازه داده میشود که صاحب کسبوکار باشند، دستمزد برابر دریافت کنند و حتی به مقام قضاوت یا پادشاهی برسند. آرزو خسروپور در کتاب ارزش زن در ایران باستان به بررسی جایگاه و نقش زنان در تاریخ ایران باستان میپردازد و تلاش میکند تا تصویری جامع از وضعیت زنان در ایران پیش از اسلام ارائه دهد.
آرزو خسروپور در کتاب ارزش زن در ایران باستان به متون کهن چون اوستا و تورات استناد میکند تا وضعیت و نقش زنان را در جامعه نشان دهد. وی برای تکمیل پژوهش خود از آثار منظومی چون شاهنامه فردوسی، ویس و رامین، هفت پیکر و متون تاریخی چون تاریخ طبری و مجمل تواریخ بهره گرفته و مطالعات خود را به متون معتبر مستند کرده است.
کتاب ارزش زن در ایران باستان یکی از منابعی است که دربارهی جایگاه زنان در ایران باستان مطالعه کرده است و میتواند پایهای برای پژوهشهای آتی باشد. انتشارات طاهریان این کتاب را منتشر کرده است.
کتاب ارزش زن در ایران باستان برای چه کسانی مناسب است؟
کسانی که به تاریخ و فرهنگ ایران باستان و نقش و جایگاه زنان در این عصر علاقهمند هستند، میتوانند از این کتاب بهرهمند شوند.
در بخشی از کتاب ارزش زن در ایران باستان میخوانیم
هنگامی که کشور ایران به سبب شکستهای پی در پی خسرو پرویز و جنگ وستیزهای داخلی و کشتارهای شیرویه دچار انحطاط و ناتوانی شده بود. شاهدختی از خاندان ساسانی براریکه سلطنت ایران جلوس کرد و در مدت کوتاه حکمروائی خویش کشور را به عدل و داد و آرامشی کم مانند اداره نمود. این شاهزاده خردمند (پوراندخت دختر خسرو پرویز بود.
پس از کشته شدن هرمز چهارم پسرش خسرو پرویز در سال 590 میلادی به سلطنت رسید در دوران پرشور سلطنت وی صلیب پا داری که حضرت عیسی بر آن جان سپرده در نزد عیسویان بسیار گرامی بود بدست ایرانیان افتاد و بدین نحو آتش کین در دل عیسویان نسبت به ایرانیان شعله ور گردید و ستیزه جوئیها و جنگهای خونین بسیار بین ایران و روم در گرفت و ناتوانی و هرج و مرج عظیم داخلی ایران را موجب شد.
این شهریار کم تدبیر چون خود را درمانده و سالخورده یافت مردانشاه فرزند خویش را به جانشینی برگزید. این امر بر آتش خشم شیرویه پسر بزرگ وی افزود و او را به انتقام جوئی کشاند.
شیرویه مردانشاه برادر خویش را در پیش چشم پدر بکشت و پدر را بزندان در افکند و خود بنام قباد دوم بتخت سلطنت نشت و آنگاه فرزند یکی از مرزبانان ایران را که پدرش با مر خسرو پرویز کشته شده بود بر آن داشت که پادشاه زندانی را با تبرزینی از پای در آورد 29 فوریه - 628 میلادی).
سپس شیرویه (قباد دوم) همه برادران و برادرزادگان خود را بکشت و ایران را از بزرگان و سران تهی ساخت تا بدینگونه بگمان خود چندی بدون مزاحم و داعیه داری بپادشاهی خویش ادامه دهد. بدین ترتیب کشور را دچار هرج و مرج و مردم را گرفتار بیم و وحشت بسیار نمود.
بله






















