کتاب مشتاقی و مهجوری سرودهی شیما طبیبیان، مجموعهای از اشعار عاشقانه، مذهبی و عارفانه است که حاصل بیش از دو دهه جوشش درونی شاعر و سیر شخصی او از طلب تا وصال و از دلدادگی تا رازورزی با معشوق ازلی است. این مجموعه با نگاهی شاعرانه به مفاهیم والای انسانی و الهی، مخاطب را به دنیایی از احساس، معنا و تجربهی زیستهی شاعر وارد میکند.
دربارهی کتاب مشتاقی و مهجوری
کتاب مشتاقی و مهجوری دفتر شعریست که مسیر رشد روحی و شاعرانگی نویسنده را به نمایش میگذارد. سرودههای شیما طبیبیان جوششی از عشق، رنج، درد و زندگیست که با ماهیت شعر به تصویر کشیده شده و از درون او تبلور یافته است. اشعار این کتاب بهگونهای تنظیم شدهاند که مخاطب بتواند مسیر درونی شاعر را نیز دنبال کند؛ از تحسین خالق و ستایش پروردگار، تا دلدادگی به اهلبیت، از اشتیاقهای عاشقانه تا دلنوشتههایی در لحظات خاص زندگی در این اشعار یافت میشود و در نهایت، با سوگی شاعرانه برای استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان، این دفتر شعر را به پایان میبرد.
هر بخش از کتاب مشتاقی و مهجوری با مقدمهای صمیمی و توصیفی آغاز میشود که خود نویسنده آن را دلنوشته نامیده است. این بخشها زمینهی اشعار را روشن کرده و به خواننده کمک میکند تا با لایههای عاطفی و فکری سرودهها ارتباط عمیقتری برقرار کند. شیما طبیبیان در این کتاب با زبانی ساده اما پر احساس، نشان میدهد که چگونه تجربههای روزمره، فقدانها، دلبستگیها و حتی خاطرات کودکی میتوانند مادهی خامی برای خلق شعرهایی عمیق و تأثیرگذار باشند.
از سویی دیگر، حضور پررنگ حافظ، شاعر بزرگ، در شکلگیری ذوق و سبک شاعرانهی شیما طبیبیان، بهوضوح در غزلهای عاشقانهی کتاب نمود دارد. همچنین توجه خاص او به رویدادهای مذهبی و تأثیرات تربیتی دوران کودکی در محلهی جلفای اصفهان، زمینهساز بُعد دیگری از اشعار معنوی و احساسی این کتاب شده است.
کتاب مشتاقی و مهجوری از طریق نشر روزگار به انتشار رسیده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب مشتاقی و مهجوری برای چه کسانی مناسب است؟
عاشقان شعر فارسی، علاقهمندان به اشعار آئینی و دلدادگان راه معرفت و احساس از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب مشتاقی و مهجوری میخوانیم
سکّان امید
یا علی نام تو آتش زده بر جان و تنم
شوق دیدار تو از یاد ببرده وطنم
با چه رویی گذرم از در و درگاه نجف
آنکه سر تا به قدم غرق گناهست منم
وندرین بحر گنه، حبّ تو سکّان امید
یا علی! مِهر تو شد مُهر بهشت کفنم
شب قدر و طلب بخشش و این خیل گناه
به امیدی که برد پیش، شفاعت، سخنم
آسمان هم به هوایت همه بارانی گشت
چه شب قدر غریبی است که با خویشتنم
من و تنهایی و تاریکی و الغوث الغوث
آتش عشق علی خلِّصِّ مِن نارِ تنم
دل به دریا زدهام، نیست مرا بیم فنا
یا علی گویم و دیگر "نفسی دم نزنم"
بله
















