کتاب جمعها و حاصل جمعها مشتمل بر هفت سخنرانی علی صفایی حائری است که هر کدام در زمانهای مختلف ایراد شدهاند و طی آن به بحث دربارهی تشکلها و چگونگی ارتقاء بهرهوری آنها پرداخته است. این کتاب با بررسی ارتباطات انسانی و شکلگیری تشکلها، از عوامل و اهداف شکلگیری آنها سخن به میان میآورد و تلاش میکند با بهرهگیری از مبانی اسلامی، به افزایش کیفیت و تعالیبخشی این اجتماعات کمک کند.
دربارهی کتاب جمعها و حاصل جمعها
همهی ما در دورههای مختلف زندگی، حضور در جمعها و تشکلهای مختلف را تجربه کردهایم، از گروههای دانشآموزی گرفته تا تشکلهای دانشجویی، اجتماعی و یا جمعهای ادبی، هنری و... . اما چطور میشود یک جمع به اهداف خود دست مییابد و جمع دیگری ممکن است ذره ذره از یکدیگر بگسلند؟ علی صفایی حائری در کتاب جمعها و حاصل جمعها به شکل مفصل به این موضوع پرداخته است.
این کتاب که حاصل گردآوری هفت سخنرانی از علی صفایی حائری است، در بخش مقدمه به شرح و بسط مفهوم جمع و مسئولیتهایی که فرد در قبال جمع دارد میپردازد و از ضرورت و اهداف تشکلها سخن میگوید. پس از آن در طی سه فصل به طور کاملتر و جزئینگرانهتری از زوایای مختلف به این موضوع میپردازد.
در فصل اول کتاب جمعها و حاصل جمعها عوامل تشکیل جمع را بررسی میکند و در فصل بعدی اهداف تشکل را مورد واکاوی قرار میدهد و وظایف جمع را برمیشمرد. درنهایت، در فصل سوم، با بررسی موانع رشد و همینطور عوامل رشد و بازدهی، راههای افزایش بهرهوری یک تشکل را پیش پای مخاطب میگذارد.
درواقع علی صفایی حائری در این کتاب با استناد به آموزههای اسلامی و مبانی دینی تلاش میکند تا مسائل اجتماعی و تربیتی را تحلیل کند و مخاطبانش را نسبت به مسئولیتهای فردی و اجتماعیشان آگاه سازد. اثری تأملبرانگیز که انتشارات لیله القدر برای چاپ و نشر آن اقدام کرده تا علاقهمندان بتوانند از آموزههای آن بهره ببرند.
کتاب جمعها و حاصل جمعها برای چه کسانی مناسب است؟
تمامی افرادی که قصد دارند با بینش اسلامی به مسائل حوزهی اجتماعی و تربیتی بپردازند و با رویکردی دینمدارانه به ارتباطات و جمعهای انسانی نظر بیندازند، میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
در بخشی از کتاب جمعها و حاصل جمعها: روشهای افزایش بهرهوری در تشکلهای فرهنگی و تربیتی میخوانیم
نتیجه دیگری که در این جمعها حاصل میشود، تنظیم این وجودهاست. در کتاب خواندن، کسی ما را نمیسابد؛ در صورتی که باید سابیده شویم تا ظرفیت پیدا کنیم. افراد در این جمعها خیلی راحت میتوانند همدیگر را بسابند و آن موقع است که ناخودآگاه به همدیگر درس میدهند.
کسی که میخواهد ماشینش را بفروشد، دوست ندارد کاپوت ماشینش را بالا بزنند و عیوبش را ببینند؛ بلکه ظاهرش را رنگ میکند، داخلش هم هرچه هست، باشد؛ چون میخواهد آن را رد کند؛ اما اگر کسی بخواهد با یک ماشین سفر کند، آن را پیش مکانیک، باتریساز و... میبرد، ماشین را زیر و رو میکند تا عیوبش در بیاید و در راه نماند. انسانی هم که میخواهد خودفروشی کند، عیبهایش را میپوشاند؛ ولی کسی که میخواهد خودسازی کند، از رفیقش یا از هرکس دیگر، میخواهد کمبودهای وجودی او را نشانش دهد.
وقتی بنا داریم خانهای بسازیم، تمام زوایایش را تنظیم میکنیم؛ ولی وقتی میخواهیم آن را بفروشیم، بزکش میکنیم و فقط ظاهرش را درست میکنیم؛ بعد هم میفروشیم. پیراهنی برایش میدوزیم که تا دست در آن هست، آستینش وَر نیاید! وقتی دکتر میرویم، آیا دوست داریم دکتر به ما بگوید چه موهای قشنگی یا چه چشم قشنگی داری؟ اگر این را بگوید، زیر گوشش میزنیم که به من بگو چه کم دارم؟ اینجا برای عکاسی نیامدهام! آمدهام کنترلم کنی، ضربه بزنی تا ببینم اعصابم چقدر قدرت دارد، چشمم چقدر نور دارد، گوشم چقدر شنوایی دارد، دستم چقدر توانایی دارد. میخواهم کنترلم کنی تا اگر ضعفی دارم، روی آن کار کنم تا برطرف شود.
با این دید، بلاها و انتقادها و فشارهای رفقا در جمعها، انسان را نهتنها خسته نمیکند، که اصلاً برایش هدیه است؛ چنانکه امام صادق(ع) میفرماید: «رَحِمَ الله مَنْ أَهْدىٰ إلَیَّ عُیُوبٖی» «رحمت خدا بر کسی که عیوبم را به من هدیه میدهد»؛ چون من که میخواهم خودسازی کنم، نه خودفروشی، باید بدانم چه کم دارم تا آن را تأمین کنم. وقتی نمیدانم کدام لوله در خانهام ترکیده، میتوانم درستش کنم؟ اگر کسی آن لوله را نشانم بدهد، آیا زیر گوشش میزنم؟ اگر از اینکه عیبمان را به ما بگویند ناراحت میشویم، به این دلیل است که میخواهیم خودمان را نشان بدهیم؛ خودفروشیم، نه خودساز.
بله



















