سال 1363، 1/300/000/000 تومان پرداخت شد. ساختمانی که به مردی ارمنی تعلق داشت، حالا سرقفلیاش بهنام آقای درخشنده، رفیق کیائیان است و انتشاراتی که کاغذ را برای محتوای زرد به هدر نمیدهد، در حال تولد است. کتاب امانتی نوشتهی حسن کیائیان داستان زندگی مدیر نشر چشمه و ماجرای تأسیس این انتشارات را برای ما بازگو میکند تا نگاه جامعتری نسبت به این نشر داشته باشیم و تصورات شاید نادرستمان از کار نشر را با واقعیت جایگزین کنیم.
دربارهی کتاب امانتی
سر نبش خیابان کریمخان و میرزای شیرازی، یک فروشگاه با قامت متوسط، نوار فیروزی و سنگهای نسکافهای رنگ، توجه آدمها را به خود جلب میکند. میان آن شلوغی و موتورهایی که کلاً به وجود یا عدم وجود چراغ قرمز اعتقادی ندارند، یک ویترین که با نور نارنجی روشن شده و پر از کتاب است، چیزی نیست که آدم بتواند نادیدهاش انگارد. آن هم فروشگاهی که معمولاً شلوغتر از حد معمول است و عدهای جوان عینکی و کتاب به دست، از طبقهی دومش به پایین میآیند و ادامهی جلسهی «تحلیل موضوعی کتاب، نقد زبانی شعر...» را بهصورت غیر رسمی در پیادهرویِ کریمخان برگزار میکنند؛ اینجا نشر چشمه است؛ انتشاراتی که حالا نزدیک به چهل سال سن دارد و دیگر حوصله ندارد به برچسبهایی مثل «تو به فلان جهت سیاسی مرتبطی» پاسخ دهد و ترجیح میدهد چپ و راست را با دعواهای ازلی - ابدی تنها بگذارد. کتاب امانتی نهتنها در نشر چشمه منتشر شده، بلکه ماجرای زندگی مؤسس این نشر و چگونگی تولد این انتشارات را که همچنان جوان بهنظر میرسد، روایت کرده است. حسن کیائیان امانتیاش را تحریر کرده و نشان داده که تنها در چاپ آثار دیگران تخصص ندارد، بلکه خود میتواند خالق اثر باشد.

بسیاری از مدیران انتشاراتها همچون آقای عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار نشر امیرکبیر، نیز پیشتر زندگانی خود را برای دوستدارانشان بازگو کرده بودند، اما وقایعی که در زندگی حسن کیائیان رخ داده با زندگی اغلب ناشران متفاوت است. برای شروع باید به این نکته اشاره کنیم که آقای کیائیان از خانوادهای عادی و نسبتاً کمدرآمد متولد شده که خود سیاسی نبودند، اما با فعالان سیاسی ارتباطاتی داشتند؛ مثلاً دایی او بهدلیل کمک به رهبران حزب توده (کسانی همچون عبدالحسین نوشین، پدر تئاتر ایران) و فراری دادن ایشان از زندان، مدتی را در بازداشتگاه گذراند. علاوهبر این، پسر عموی او، حسین کیائیان، نیز که معلم و در حزب توده فعال بوده است، از همان دوران کودکیِ حسن کیائیان، او را به نوشتن و خواندن مجلات و کتابهای مناسب سنش تشویق کرده. طبیعتاً کودکی که در چنین خانوادهی آگاه و فعالی رشد کند، در سن شانزده سالگی شاملو میخواند، به مجلهی روشنفکر علاقهمند و طبیعتاً با مقولهی چپ و گروههای سوسیالیستی نیز آشنا میشود. البته مدیر انتشارات چشمه بهمرور موضع خود را تا حدی بهسوی مذهب و دین اسلام تغییر داد؛ اما معاشرت او با دوستان چپگرا، چه در آن زمان، چه هنگامی که نشر چشمه شروع به کار کرد و حتی همین حالا، موجب شد او و انتشاراتش، در معرض خشم و کینهی گروههایی خاص و دولتهای مختلف قرار بگیرد.
کتاب امانتی ما را با دوران دانشجویی آقای حسن کیائیان آشنا میکند که البته ما از شرح این دوران جذاب و پر ماجرای زندگی ایشان خودداری میکنیم و به شما پیشنهاد میدهیم که خودتان به مطالعهی این بخش از زندگی بنیانگذار نشر چشمه بپردازید؛ البته هنگام خواندن این فصلها، بهتر است تا از قضاوت و جانبداریهای سوء بپرهیزید و بکوشید تا مقتضیات زمانی و اتمسفر حاکم آن بر ایام را درک کنید. از این موضوعات و سالهای قبل از انقلاب که بگذریم باید به مهمترین اتفاق فرهنگی و حرفهای زندگی آقای حسن کیائیان اشاره کنیم: راهاندازی نشر چشمه. اوایل دههی 60 بود که ایشان و یکی دوستانش از نشر قطره جدا شدند و تصمیم گرفتند تا انتشاراتی به نام «نشر چشمه» را افتتاح کنند. بله درست خواندید. نام کامل و صحیح این انتشارات «نشر چشمه» است. نخستین کتابی که در این نشر چاپ شد «سرافراز و آزاد» اثر هاروارد فاست بود. اگر نام این کتاب را جستوجو کنید جلدی را میبینید که طرحی بسیار ساده دارد و پیشرفت طرح جلدها در دومین و سومین اثر این انتشارات بهوضوح مشخص است.
از اواسط کتاب که بهسمت فصلهای نهایی پیش روید، با نام شاعران و نویسندگانی مواجه شوید که اسمشان میتواند ملتی را در صف خرید کتاب نگهدارد؛ کسانی مانند فریدون مشیری، گلی امامی، هوشنگ ابتهاج، علی اشرف درویشیان، ژاله آموزگار و... . این افراد از نزدیکان و دوستان آقای حسن کیائیان هستند که آثارشان نیز به کوشش نشر چشمه بهچاپ رسیده است. بهطور خاص در یکی از بخشهای کتاب امانتی، یکی از بزرگان ادبیات متعهد به ما معرفی میشود که متأسفانه در طول حیاتش فرصت خلق اثر را نیافت، اما نام او را در جای جای ادبیات معاصر میبینیم و شعرهایی مانند «سال اشک» شاملو را که در سوگ او سروده شده خواندهایم؛ مرتضی کیوان. جوانی که اگر نبود و زندگیاش را وقف ادبیات و مسئولیت اجتماعی نمیکرد، نه دریابندری میتوانست بهسادگی به دنیای ترجمه وارد شود و نه شاملو و ابتهاج و... به جایگاه امروزی خود رسیده بودند. کیوان نخستین ویراستار ایرانی بود و تأثیر انکارناپذیرش تاکنون نیز بر ادبیات ما پابرجاست. کتاب امانتی بهطور مختصر دربارهی او و نقشش در زندگی هنری احمد شاملو سخن گفته است.
حسن کیائیان بخشهای پایانی کتاب خود را به چگونگی دریافت مجوزهای گوناگون، ارتباطش با کانون نویسندگان، گسترش نشر چشمه و حواشی و فشارهایی که در دولتهای گوناگون با آن مواجه شده، اختصاص داده. این کتاب طبیعتاً بهکوشش انتشارات چشمه منتشر شده است.
کتاب امانتی برای چه کسانی مناسب است؟
بسیاری از ما نشر چشمه را میشناسیم. یا مخاطب آثارشان هستیم یا حدأقل فروشگاهشان را در خیابان کریمخان دیدهایم. کتاب امانتی ماجرای زندگی مدیر این انتشارات و چگونگی تأسیس آن است. این کتاب برای علاقهمندان به فرهنگ، هنر، شاعران و نویسندگانی چون علیاشرف درویشیان، شاملو و... خواندنی و جالب خواهد بود.
در بخشی از کتاب امانتی میخوانیم
ماجرای اولین کتابی که به دستم رسید جالب است. تا آن زمان فقط مجله خوانده بودم. ماجرا اینطور بود که روزی پسرعمویم، که گفتم در گذشته با حزب توده همکاری داشته، به من گفت یک چمدان کتاب داشته که در زمان کودتای 28 مرداد به روستایی برده و جایی دفن کرده. بعد که به سراغش رفته، دیده رطوبت زیاد همه را از بین برده و از کل کتابهای آن چمدان فقط چند جلد سالم باقی مانده. از او خواستم یکی از آنها را برای خواندن به من بدهد. کتابی که به من داد از انتشارات پروگرسِ شوروی بود. این انتشارات مرکزی بود که در آن کتابهای به زبان روسی را به دیگر زبانهای دنیا ترجمه میکردند و به آن کشورها میفرستادند. بعدها اسمش را گذاشتند انتشارات میر.
در ایران آقای کاشیچی نمایندهی آن انتشارات بود. ایشان پدر همسر آقای باقرزاده بود، مدیر انتشارات توس. اسم کتابفروشیشان هم گوتنبرگ بود. حتی حین انقلاب هم، در راستای ترویج اهداف دولت سوسیالیستی شوروی، کامیونکامیون کتاب از آن طرف میآوردند و میفروختند. مترجمان کتابها هم اکثراً ایرانیهایی بودند که پس از چند رخداد تاریخی رفته بودند آن طرف. مثلاً کسانی که در مسئلهی آذربایجان و فرقهی دموکرات شکست خورده بودند یا خیلی از تودهایهایی که بعد از 28 مرداد به شوروی رفته بودند. بیشتر این ترجمهها ترجمههای خوبی نبود. کتابها ویرایش هم نمیشد. اما بههرحال آثاری بود که اجازه داده بودند بیاید. زمان شاه دقت میکردند کتابهای وارداتی از شوروی جنبهی تبلیغی نداشته باشد و حتی یک کلمه از متون مارکسیستی در آنها نباشد. اکثراً داستان بود؛ در حوزهی کودک و بزرگسال. یادم است در حین انقلاب و اوایلش تعداد زیادی از کتابهای کودکان پروگرس را برای پسرانم، کاوه و روزبه، خریده بودم. آن زمان که قیمت کتابهای کودک کانون پرورش فکری بهفرض سه یا چهار تومان بود، این کتابها را یک تومان یا پانزده ریال میفروختند.
بله
















