یک جامعه متشکل از نیروها و سازمانهای مختلفی است که برای رسیدن به هدفی تلاش میکنند. سازماندهی و مدیریت این نیروها سبب میشود تا جامعه به سمتوسوی سازندگی حرکت کند. کتاب مدیریت و سازندگی بر همین مسئله تمرکز کرده است. علی صفایی حائری در این کتاب، مدیریت، رهبری و سازماندهی را از نگاه قرآن و آیین اسلام میکاود و نمونههای آن را در سنت پیامبر و امامان شیعه معرفی میکند. این کتاب در گروه کتابهای مدیریت اسلامی قرار دارد.
دربارهی کتاب مدیریت و سازندگی
پس از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، مدیریت و سازماندهی جامعه و تشکیلات جدید با رویکرد اسلامی یکی از دغدغههایی بود که ذهن بسیاری را به خود مشغول میکرد. علی صفایی حائری یکی از پژوهشگران حوزوی بود که دین را به احکام فقهی محدود نمیدانست و معتقد بود که نظام دینی میتواند برای ساحتهای مختلف زندگی بشر امروزی برنامههای منسجمی ارائه کند و یکی از این زمینهها، حوزهی مدیریت اجتماعی است. وی در کتاب مدیریت و سازندگی از نگاه آیین و سنت اسلامی دربارهی این موضوع مطالعه میکند.

کتاب حاضر در اصل سخنرانیهای علی صفایی حائری است که در ابتدای دههی شصت با موضوع مدیریت و سازماندهی اسلامی برگزار میشد. در فصل اول این کتاب، فضای مدیریتی ابتدای انقلاب اسلامی و تشکیل سازمانهای انقلابی توضیح داده میشود. سپس در فصلهای دوم و سوم زمینهها و خطوط کلی چنین مدیریتی ترسیم میشود. نشان دادن روشهای مدیریتی از خلال قرآن، تعالیم اسلامی و سنت پیامبر و ائمه، به همراه ترسیم روابط سازمانی در چنین نظامی موضوعاتی هستند که در فصلهای چهارم و پنجم کتاب مدیریت و سازندگی به آن اشاره میشود.
کتاب مدیریت و سازندگی را انتشارات لیلةالقدر منتشر کرده است.
کتاب مدیریت و سازندگی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که در زمینهی اصول و روشهای مدیریتی در نظام و سنت اسلامی مطالعه میکنند، مناسب است.
در بخشی از کتاب مدیریت و سازندگی: نگاهی نو به مدیریت و روابط تشکیلاتی میخوانیم
باید پا به پای همدیگر، تجربیاتمان را که از آنها غافل هستیم، روی دایره بریزیم. الان در شرایط اجتماعی ما، یک نوع مدیریت وجود دارد و در کنار آن، یک نوع تحزب و سازمانهای اسلامی دیگر هم وجود دارند. ضرورت وجود این نهادهای انقلابی هم طبیعی است. واقعیاتی هست که به مرور میبینیم؛ مثلاً معلمهای پرورشی یا مثلاً گروهی که خبرها را انعکاس دهند، ضرورتی است که به مرور شناخته شده و حس میشود؛ یعنی در تجربه، نیاز به یک شبکه تبلیغاتی یا نیاز به یک شبکه اطلاعاتی را متوجه میشویم و مطرح میشود و میبینیم که عملاً این سازمانها، منسجم و هماهنگ هستند. یعنی جهاد سازندگی در جبهه، کار مهندسی ارتش را انجام میدهد و سپاه هم پایی شده برای ارتش؛ هماهنگیهایی هم به وجود آمده است. معلمهای پرورشی هم زمینهساز مقدمات دیگر شدهاند. میبینیم خود همین ارگانهای تازهتأسیس، چطور به هم گره خوردند و خیلی مسنجم هستند. اسم رابطهای که مخصوصاً در دورههای اول در این نهادها و میان این نهادها وجود داشت را رابطه ولایتی میتوانستیم بگذاریم؛ ولی در دورههای بعدی، رابطهها سازمانی میشود. آن صمیمیت، آن هماهنگی مطلوب کنار میرود؛ دیگر بیشتر با قرارداد و خطکشی باید مسائل جمع و جور شود.
در کنار اینها هم یک نوع سازمانهای غیراسلامی وجود دارد و یک نوع سازمانهای ضد اسلامی هم وجود دارد و یکسری هم کارخانه و بانک و ارتش و... داریم. چطور اینها با هم هماهنگ شدهاند؟ چه رشته اساسی همه اینها را به هم گره زده؟ حتی جذب و دفع میتواند بکند و میتواند پیش برود. این را، اسمش هرچه که باشد، ولایت فقیه یا امامت، باید تحلیل کنیم. خصلتهایی که آن را از بقیه ممتاز میکند، چیست؟
به این نکته هم توجه شود که این نحوه مدیریت و رهبری، مکمل نحوه تحزبها و سازمانهای اسلامی است؛ یعنی جهاد، سپاه، مجاهدین انقلاب، بدون آن نحوه مدیریت و رهبری و این پشتوانه، در کار خود میمانند؛ که دیدیم ماندند؛ آن هم در برابر گروهی مشخص. این چه چیز را نشان میدهد؟
بله
















