عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من - جلد دوم به شرح تاریخ اجتماعی ایران از دوران مظفرالدین شاه تا قرارداد ننگین 1919 میپردازد. نویسنده در این دوران برای انجام ماموریتهایی به روسیه، بریتانیا، فرانسه و آلمان اعزام شده و نگاه او به این کشورها اثر را خواندنیتر میکند. همزمان با بحرانهای داخلی و هجوم مستشاران از کشورهای مختلف اروپایی، التهاب ایران را در آن روزها میافزاید و این موضوع بهخوبی در کلمات عبدالله مستوفی قابلدرک است.
دربارهی کتاب شرح زندگانی من- جلد دوم
اگر بپذیریم که «تاریخ را فاتحان مینویسند»، باید در هزارتوی تاریخ بهدنبال میلیونها صدایی بگردیم که در گلو خفه شدهاند؛ صداهایی که اگرچه ذیحق و ذینفع بودهاند اما شکستهای متمادی آنها را به سیاهچالهی تاریخ رانده. حتی اگر تاریخ را فاتحان نوشته باشند میشود از میان کلماتشان صدای مغلوبان را شنید، به شرط آنکه به دانش مربوط به آن مجهز بود. در تاریخ اجتماعی ایران، صدای ملت همواره در همهمهی پادشاهان گم شده اما عبدالله مستوفی در خودزندگینامهی شرح زندگانی من- جلد دوم تلاش کرده تا صدایی مستقل داشته باشد؛ صدایی قصهگو که روایت زیست مردمان در دورهی قاجار را واگویه میکند.
تاریخگرایی نوین یک تئوری ادبی است که در دههی 1980 توسط استیون گرینبلت به جامعهی آکادمیک ادبیات معرفی شد. این تئوری بر درک ادبیات بهواسطهی جنبهی تاریخی آن، تاریخ اجتماعی و فرهنگی، نه صرفا تاریخ پادشاهان و طبقهی مرفه، تاکید دارد. طرفداران این تئوری معتقدند تاریخ را نمیتوان بهطور یکطرفه خواند؛ به بیانی دیگر، مورخی موفق است که بتواند با متون تاریخی وارد گفتگو و دیالوگ (به معنای گفتمانی کلمه) شود. از دیدگاه تاریخگرایی نوین آنچه در بازخوانی متون تاریخی اهمیت دارد بررسی مناسبات قدرت است. تاریخگرایی نوین تلاش میکند تا به کشف سازوکار قدرت از خلال کلمات نائل آید. این تئوری همچنین دیگر به تفاوت میان «متن» و «پیشزمینه» اعتقادی ندارد. از دیدگاه تاریخگرایان نوین پیشزمینهی تاریخی در متن جریان دارد و نمیتوان مرز مشخصی میان آن و متن بهعنوان یک موجود مستقل حاکم شد.

جلد دوم کتاب شرح زندگانی من در مقایسه با جلد پیشین اهمیتی دوچندان دارد. این جلد به مهمترین وقایع تاریخ قاجار پس از ترور ناصرالدین شاه میپردازد و در خلال آن نگاهی هم به مشروطه، چرایی و چگونگیاش دارد. بیراه نیست اگر بگوییم نگریستن به چنین واقعهی سرنوشتسازی از لنز دوربین یکی از رجال دولتی، که از قضا از حیث سواد و دانش در طبقهی نخبگان جامعه قرار میگیرد، میتواند نگرش کلی ما را به این واقعه تغییر دهد. از این جهت، اگر مسلح به نظریههایی همچون تاریخگرایی نوین باشیم، بهراحتی خواهیم توانست مناسبات قدرت را از لابهلای کلمات بیرون بکشیم و بیآنکه مقهور یک دیدگاه خاص، چه دیدگاه عبدالله مستوفی و چه دیدگاه صاحبان قدرت در ادوار مختلف تاریخ سیاسی ایران، شویم، جریان مشروطه را درک کنیم.
کتاب شرح زندگانی من- جلد دوم همانند جلد اول همان لحن طناز و بشاش را حفظ میکند. عبدالله مستوفی همواره، حتی در جایی که به شرح اختلافات خود با دیگر رجال و مستشاران میپردازد، در پی حفظ صمیمیتش با خواننده است تا مبادا اطناب کتاب و شرح وقایع پیچدرپیچ او را بیازارد. حس وطندوستی او و نگاه منتقدانهاش نسبت به اوضاع اقتصادی ایران و دیدگاهی که نسبت به مستشاران دارد قابل توجه است. او به گفتهی خود تا حد توان تلاش میکند تا به اوضاع نابهسامان نظمی بخشد و با وجود همهی کارشکنیها قدمی به جلو بردارد. تشخیص صدق گفتار او در این کتاب را به خوانندهی تیزفهم میسپاریم!
این کتاب را نشر ارس به چاپ رسانیده است.
کتاب شرح زندگانی من- جلد دوم برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به تاریخ دورهی قاجار و پژوهشگران مشروطه این کتاب را منبعی مهم و قابلاستناد خواهند یافت. بهعلاوه، پژوهشهای مبتنیبر خودزندگینامهنویسی در حوزهی ایران مدرن از این کتاب بینیاز نخواهند بود.
در بخشی از کتاب شرح زندگانی من - جلد دوم: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه: از سلطنت مظفرالدین شاه تا قرارداد وثوق الدوله با انگلیس میخوانیم
یک روز هم به موزهی لوور رفتیم، جسد مومیاییشدهی فرعونهای قدیم مصر را که در تابوتهای خود به خواب ابدی هستند دیدیم. فقط فرقی که با مردهی تازه دارند، همان رنگ جسد است که طول چهارهزار سال زمان در آن اثر کرده، قهوهایرنگ شدهاند و الا از هر حیث مثل جسدهایی هستند که تازه مرده باشند. در قسمت تاریخی ایران، تالار شوش و تالار تخت جمشید را تماشا کردیم، چند قطعه از سرستونها و تهستونها و یکی- دو قطعه میانستونهای تالار تخت و تالار صد ستون تخت جمشید را آورده برای نمایش گذاشتهاند و برای اینکه کلیهی تالار تخت هم نمایش داده شود، عالم صغیر آن را با تمام ستونها از چوب، به قطع کوچک تراشیده سر آن را پوشانده و تختی هم در جلوی آن گذاشتهاند. در تالار شوش، آجرهای قالبدرشت که روی آن را لعاب داده و نقشهای برجستهای در آنها بیرون آوردهاند، از خرابههای شوش حمل کرده و در اینجا یک بدنهی دیوار تالار را با این آجرهای جورکرده، به معرض نمایش گذاشتهاند.
گذشته از قسمت تاریخی، قسمتهای صنایع مستظرفهی دیگر هم در موزهی لوور هست که همه درنهایت ظرافت و زیبایی و قدمت است و از کل دنیا برای تماشای آن میآیند. قدری هم در مغازهی لوور گردش کردیم، تمام لوازم زندگی از نقاشی و کتابفروشی و خیاطی تا کوزهفروشی، هر یک در این مغازه شعبهای دارد که هر کس هر حاجتی داشته باشد، میتواند در این مغازه رفع نماید. در شعبهی فرش آن قالیهای عالی ایرانی هم داشت که به معرض فروش گذاشته بودند. این جور مغازه در تمام پایتختهای اروپا هست و پاریس چند تایی از آنها دارد که بزرگتر از همه همین مغازه است. فروشندههای این مغازه همه زن و دخترند که پشت بساطها ایستاده مشغول فروشند. خریدار به این مغازه آمده، خرید میکند و اگر نخواهد خود همراه ببرد، نشانی منزل خود را به فروشنده میدهد و در همان روز با سهچرخههای دستی به وسیلهی حمالهای خود مغازه، به منزل او میفرستند. شاید روزی یکی- دو میلیون فرانک فروش این مغازه است که همه را در همان روز، بدون اندک پس و پیش و کسر و نکسی به مقصدها میرسانند.
بله

















