کتاب نادرشاه نوشتهی صادق رضازاده شفق سرگذشتنامهای دربارهی پایهگذار سلسلهی افشاریه است. نادرقلی که بعدها دست سرنوشت او را به شاه ایران بدل کرد، از مشهورترین فرمانروایان تاریخ کشورمان است که فتوحات و جنگهای پیروزمندانهی زیادی داشته. از دستاوردهای او میتوان به بیرون کردن افغانها، روسها و عثمانیها از ایران و یکپارچه کردن خاک ایران با پس گرفتن سرزمینهای از دست رفتهمان اشاره کرد. به او لقب ناپلئون شرق را دادهاند که همانا برازندهی اوست!
دربارهی کتاب نادرشاه
نویسندگان خارجی بسیاری در وصف نادرشاه افشار و زندگانی او دست به قلم بردهاند و کتابهایی نوشتهاند که طبق توضیحات نویسنده و پژوهشگر بزرگ ایرانی، صادق رضازاده شفق (Sadegh Rezazadeh Shafagh) تمامی این منابع را میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ مطالبی که نویسندگان خارجی همعصر با نادرشاه ثبت و ضبط کرده و به رشتهی تحریر درآوردهاند و دستهی دوم کتابهایی که نویسندگان خارجی همعصر ما دربارهی زندگی و سرگذشت این شاه بزرگ نوشتهاند. صادق رضازاده شفق در کتاب نادرشاه از منابع و مأخذ معاصر استفاده کرده، چراکه بهگفتهی خود او، این دسته، مطالب موجود در منابع قدیمیتر را را نیز شامل میشوند.

زمانیکه نادرشاه افشار ظهور کرد و نام خود را برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه باقی گذاشت، کشورمان رو به انحطاط و نظام شاهنشاهی آن از هم پاشیده بود. سلسلهی صفوی، به واسطهی فساد، تفرقهافکنیهای پیاپی درباریان و بیکفایتی آخرین حکمران، رو به افول داشت و عشایر یاغی با تسلط بر امور، به جان و مال مردم دستدرازی میکردند و آرامش را بهکلی از بین برده بودند. از دیگر سو، دولت تزاری روس و دولت عثمانی که مدتها چشم به خاک ایران داشتند، از فرصت بهدستآمده نهایت استفاده را کرده و کشورمان را به تصرف خود درآورده بودند. در چنین اوضاع و شرایط وخیمی که حقیقتاً با حملهی مغول به ایران برابری میکرد، به تاریخ 28 محرم 1100 هجری یک نوزاد کوهستانی گمنام، یعنی نادرقلی، متولد شد. هیچکس نمیتوانست پیشبینی کند که بعدها نادرقلی، ناجی وطن خود، ایران خواهد شد.
طایفهی اجدادی نادر، قرقلوی افشار نام داشتند و درست مثل دیگر قبایل، ییلاق و قشلاق میکردند و زندگیشان کاملاً بدوی بود. مورخان، زمان دقیق تاجگذاری شاهانهی نادر را 24 شوال 1148 ذکر کردهاند و وفات او نیز در تاریخ 11 جمادیالآخر 1160 ثبت شده است. نادرشاه تمام عمر 60 سالهی خود تا زمان به قتل رسیدنش را به فعالیتهای مستمر و اقدامات خارقالعاده گذراند. در دورهی سلطنت او حوادث تاریخی بسیار مهمی برای ایران رخ داد که صادق رضازاده افشاری تمامی آنها را با رجوع به منابع معتبر و بهصورت جزئینگرانه و دقیق در کتاب نادرشاه گردآوری و بیان کرده است.
با استناد به کتابهای تاریخی، نادرشاه، مردی تندرست، قوی و شجاع بوده و درایت نظامی بسیار بالایی نیز داشته، تا جایی که او را یکی از نوابغ نظامی ایران میدانند. همین صفات و ویژگیها او را به یکی از بزرگترین کشورگشایان ایران و حتی جهان بدل کرد که نامش تا ابد بر صفحات کتب تاریخی ایرانیان و غیرایرانیان میدرخشد. اما با تمام این تفاصیل، نادرشاه نیز همچون دیگر افراد مهم تاریخ و درست مثل دیگر انسانها، معایب رفتاری خاص خود را داشت. از جمله عیبهای او میتوان به قساوت و سنگدلیای اشاره کرد که در اواخر عمر و به خصوص بعد از نابینا شدن فرزندش، رضاقلی، بهخرج میداد. اما بنا بر گفتههای تاریخدانان، تمامی خصایل و رفتارهای عجیب نادر، دلایل و عللی داشتهاند که صادق رضازاده شفق در کتاب نادرشاه به آنها اشاره کرده است. برای آشنایی بیشتر با این شاه بزرگ ایرانی و پی بردن به حقیقت تمامی وقایع دورهی زندگانی او، میتوانید به کتاب پیش رو مراجعه کنید که در عین خلاصه و مفید بودن، منبعی بسیار جامع و کامل است و نویسندهاش در بررسی دقیق و ذکر جزئیات هیچ واقعهی مهمی از دورهی سلطنت نادرشاه کوتاهی نکرده است.
انتشارات ارس کتاب نادرشاه را منتشر کرده و در اختیار خوانندگان علاقهمند قرار داده است.
کتاب ناردشاه برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به تاریخ ایران و بررسی سلسلههای شاهنشاهی ایرانی علاقهمند هستید یا دوست دارید شرحی تاریخی و مستند را از زندگی نادرشاه افشار بخوانید، پیشنهاد میکنیم مطالعهی کتاب نادرشاه را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب نادرشاه میخوانیم
سخنی در باب نادرشاه افشار
از سوانح بزرگ که در تاریخ ایران کهن تأثیری عظیم نمود و مانند عبور کشتیهای کوهپیکر که اقیانوسی را متلاطم میسازد سراسر کشور ما را معروض تحولات ساخت و ملت ایران را بار دیگر از گرداب امواج مهیب حوادث عبور داد و فتنهها برپا کرد، ویرانیها به وجود آورد و خونریزیهای فجیع را سبب شد ولی سرانجام ملت ایران از چنان هنگامهی طاقتفرسای جانگداز آزاد و پیروزمند، گرچه فرسوده و دردمند، درآمد، همانا ظهور یک مرد دلاور شجاع کشورگشا به نام نادرشاه بود.
ایران بزرگ در آن دوره رو به انحطاط نهاده و مشعل شاهنشاهی عظیم آن رو به خاموشی گذاشته و شکوه دولت توانای سلالهی صفوی در نتیجهی ظهور فساد و تفرقه و ناتوانی آخرین حکمران خاندان رو به افول نهاده و کشور زیر استیلای عشایر یاغی رفته بود. مدعیانی در اطراف و اکناف علم طغیان برافراشته و دولتهای قویدست متجاوز خارجی مانند دولت تزاری روسیه و دولت عثمانی ایالات غربی ما را تحت تصرف خود درآورده بودند. در داخله اشرار عشایر و مدعیان و گردنکشان مسلط به جان و مال مردم شده بودند.
در چنین دورهای تقدیر الهی خواست وضع ناگوار ایران که بیشباهت به وضع بعد از تاخت و تاز مغول خونخوار نبود، دگرگون شود، پس خدای بزرگ بار دیگر به یاری ملت ایران برخاست و جوان کوهستانی گمنام یعنی نادرقلی (به معنی بندهی خدای بیهمتا) پسر امامقلی (به معنی بندهی امام) در پای کوهستان اللهاکبر درهگز پا به عرصهی زندگی نهاد. در آن دوران کسی نمیتوانست پیشبینی کند که این جوان سادهی خانهبردوش عشایری چنان تأثیری عظیم در طالع وطنش ایران خواهد نمود.
بله


















