در کتاب دفترهای واپسین - دفتر چهارم: به رنگ سبز، شعرهایی را از احمدرضا احمدی میخوانید که به جهان رنگین رویا و خیال تعلق دارند. جهانی که بسیاری از لحظات آن به سکوت و درنگی شاعرانه میگذرد. شاعر میداند که تنهاست و با این تنهایی همراه میشود و به سوی پایان جهان قدم برمیدارد.
دربارهی کتاب دفترهای واپسین - دفتر چهارم: به رنگ سبز
شعر احمدرضا احمدی، در عین آنکه با کلماتی طبیعی، آهنگین و اندوهگین بیان میشود، مخاطب خود را به سکوت و درنگی فلسفی فرامیخواند. سکوتی که بهعنوان آخرین چاره و درمان غم بسیار به پایان و مرگ انسان نزدیک است و ناگزیری انسان در لحظاتی خاص را به تصویر میکشد. در مجموعهشعر دفترهای واپسین - دفتر چهارم: به رنگ سبز، احمدرضا احمدی بار دیگر میخواهد خود را در میان رنگها پیدا کند. با این وجود، در یکی از اشعار همین مجموعه اعتراف میکند که وسعت رنگهای آبی و سفید برایش اندک است.
در این مجموعه سخن از گذر زمان و از دست رفتن جوانی و رؤیاهاییست که در ذهن شاعر به زندگی و درعینحال مرگ گره خوردهاند. در برخی شعرها سخن از عشقیست که فراموش نمیشود اما در دل زمان گم شده است. او در این اشعار نیز بار دیگر از مسافرخانهای در پاریس یاد میکند که زن محبوبش را در آنجا گم کرده است.
شاعر این مجموعه درنهایت از حس مرگ به خود مرگ پناه میبرد و چنانکه در واپسین شعر این دفتر میخوانید، او آشتی با مرگ را بهعنوان راه چاره برمیگزیند تا شاید بتواند به این طریق آن را متوقف کند. از جمله نمادهای برجسته در اشعار این مجموعه که در دفترهای دیگر احمدرضا احمدی نیز بسامد بالایی دارند، باید به رنگ آبی، پل، قطار، جمعه، خیابان، دریا و... اشاره کرد که حالوهوایی رازآمیز به شعرهای او بخشیدهاند.
گفتنیست کتاب حاضر که در دستهبندی اشعار آزاد قرار میگیرد، از سوی انتشارات کتاب نشر نیکا منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار دارد.
کتاب دفترهای دفترهای واپسین - دفتر چهارم: به رنگ سبز مناسب چه کسانی است؟
کسانی که به آثار احمدرضا احمدی علاقهمند هستند و جریانهای شعر معاصر را دنبال میکنند، از خواندن این اثر لذت خواهند برد.
با احمدرضا احمدی بیشتر آشنا شویم
احمدرضا احمدی در سال 1319 در شهر کرمان چشم به جهان گشود. دورهی ابتدایی را در شهر زادگاهش سپری و 7 سال بعد همراه با خانواده به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل مشغول شد. در کودکی به شعر علاقهی زیادی داشت و همین موضوع او را در بزرگسالی به سمت شعر کشاند. او با نظم و نثر و ادبیات کهن ایران آشنایی عمیقی داشت و اشعار نیمایی که او سرود دستمایهای شد تا طرح متفاوتی را در شعر معاصر شروع و پیریزی کند. احمدی اولین مجموعه شعرش را با عنوان «طرح» در سال 1340 منتشر کرد که مورد توجه بسیاری از شاعران و منتقدان در آن دهه قرار گرفت. او در دههی 40 به یکی از شاعران برگزیدهی معاصر پس از نیما و شاملو تبدیل شد.
او در ادبیات کودک و نوجوان هم نقش بهسزایی داشته است و در سال 1378 سومین جایزه شعر خبرنگاران با مراسمی ویژه و خصوصی در خانه احمدرضا احمدی برگزار شد. همچنین در سال 1378 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تندیس مداد پرنده را در مراسم بزرگداشتش به او اهدا کرد. او در سال 1385 جایزه شعر بیژن جلالی را اخذ نمود و نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن در سال 1388 شد.
از دیگر کتابهای این شاعر معاصر میتوان به کتابهای «ما روی زمین هستیم»، «عاشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود»، «لکهای از عمر بر دیوار بود»، «از نگاه تو زیر آسمان لاجوردی»، «هزار پله به دریا مانده است»، «ویرانههای دل را به باد میسپارم»، «قافیه در باد گم میشود»، «نثرهای یومیه» و «من فقط سفیدی اسب را گریستم» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب دفترهای واپسین - دفتر چهارم: به رنگ سبز میخوانیم
دیر یا زود
این اتفاق میافتاد
وقتی
پردههای سیاه را
به پنجرهها آویختم
و ارتباط ما با جهان قطع شد
منتظر این اتفاق بودیم
هرکس هم که خواست
ما را دلداری دهد
که این اتفاق
دیر
اتفاق خواهد
افتاد،
ما باور نکردیم
این تسلی باعث
شد
که دیگر هیچچیز را
باور نکنیم...
بله























