فرانک ای. دیکسون و ساندرا اسمیت در کتاب صوتی حرفه: داستاننویس 2: نویسندگی به عنوان یک حرفه، مجموعهای از مقالات و جستارهای نویسندگان، منتقدان و مدرسان ادبیات داستانی را ویراستاری و جمعآوری کردهاند. هر یک از نوشتارها درباره ماهیت و اهمیت داستان صحبت میکند.
درباره کتاب صوتی حرفه: داستان نویس 2: نویسندگی به عنوان یک حرفه
داستان و رمان مدرن نزدیک به صدسال است که وارد ایران شده و نویسندگان پیشرو و دغدغهمندی با پیروی از اصول داستاننویسی جدید به خلق آثار ماندگاری دست زدهاند. با این حال هر چه زمان جلوتر آمده، خیل عظیمی از دنبالکنندگان ادبیات داستانی ایران و نویسندگان جوان اطلاعات و دانش کمی از این حوزه دارند و گمان میکنند تنها داشتن قلم و کاغذ برای خلق یک داستان کافیست. به همین دلیل بسیاری از دغدغهمندان متوجه شدند که خلا زیادی در این حوزه وجود دارد و در بازار نشر ایران کمتر کتابی درباره چیستی داستاننویسی ترجمه یا تألیف شده است.
کتاب حرفه: داستان نویس 2 که جلد دوم از مجموعه حرفه داستاننویس به شمار میرود، از جستارهایی تشکیل شده که هر کدام با داشتن نویسندگان مجزا، درباره نویسندگی به عنوان یک حرفه صحبت میکنند. گفتنیست این اثر ترجمهای از مجموعه «The Writer's Digest Handbook of Short Story Writing» است.
بد نیست برای آشنایی بیشتر با مباحث این کتاب مروری بر مقالات آن داشته باشیم:
کتاب حاضر از پانزده مقاله تشکیل شده و هرکدام درباره چگونگی نویسنده شدن صحبت میکنند. برای مثال آیا باید از ابتدا استعدادی ذاتی در این زمینه داشت یا میتوان جور دیگری نیز نویسنده شد. یا برای ماهر شدن در نوشتن داستان کوتاه چه مهارتهایی را باید کسب کرد، چگونه میتوان مرزی میان داستان مبتذل و اصیل گذاشت و تعریف درست و دقیق این مفاهیم چیست.
پس اگر میخواهید از دریچهای متفاوت با داستاننویسی و رماننویسی آشنا شوید و در آینده به عنوان یکی از برجستهترین نویسندگان ایران شناخته شوید، این مجموعه جذاب را دنبال کنید.
کتاب صوتی حرفه: داستان نویس 2: نویسندگی به عنوان یک حرفه به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب برای دوستداران ادبیات داستانی و نویسندگان مبتدی و حرفهای بسیار مناسب و ضروریست.
در بخشی از کتاب صوتی حرفه: داستان نویس 2: نویسندگی به عنوان یک حرفه میشنویم
همین تازگیا یکی از بهترین هنرجوهای قدیمی من، دعوت به کار مجلهای رو رد کرد.
- از لطفتون ممنونم اما تمایلی به انجامش نداشتم.
- آخه چرا؟
نوشتن کار سختیه. پر دلتنگی و اضطرابه. هرچی داشتم پاش گذاشتم ولی انگار کافی نبود.
اون تونسته بود تو کمتر از دو سال، پنج داستانش رو بفروشه. دو تا از اونا رو مجلههای سراسری خریده بودن. چنین چیزی حتما غبطهی نویسندگان تازهکار زیادی رو برمیانگیخت. نگاهش کردم، تحت تاثیر حرفم قرار نگرفته بود. از در دیگهای وارد شدم.
- برجستهترین رماننویسی که میشناسی اسم ببر.
- انوره دو بالزاک
- خوب بود؛ دیگه افتاده بود تو دامم.
معلمهای بالزاک اون رو بچهی خنگی میدونستن. خانوادهاش به اون گرسنگی میداد تا تسلیم بشه و فعالیت ادبیش رو بذاره کنار. وقتی نمایشنامهی منظومهاش رو که نتیجه دوسال کار سخت و مداوم بود باافتخار برد و برای خانوادهاش خوند، اونا حین خوندن اون خمیازه کشیدن.
بله




























