مانند وقتی که فال حافظ میگیری، هر جای کتاب را که دوست داری باز کن و بخوان. با این تفاوت که این فال، فالِ خنده است. کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن به نویسندگی احمد اکبرپور کتابی پر از ناداستانهای کوتاه طنز است که خواندن آن میتواند تجربهای جذاب و سرگرمکننده باشد.
دربارهی کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن
خری که از معشوقش دور افتاده است برایش نامه مینویسد و از او میخواهد که به هیچ خری جز خودش فکر نکند. خودش هم قول میدهد که به هیچ خری جز او فکر نکند. این نامههای عاشقانهی خرکی تنها بخشی از کتاب به هیچ خری جز من فکر نکن به قلم احمد اکبرپور هستند. هر ناداستانی که در کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن وجود دارد شما را به یک ماجرای متفاوت پرت میکند. ممکن است با بسیاری از این نوشتهها احساس نزدیکی کنید اما شرطش این است که با خودتان روراست باشید.
بااینهمه، چه در داستانهایی که با آنها احساس نزدیکی میکنید و چه در آنهایی که شباهتی به زندگی شما ندارند، طنز و شیوهی خاص نویسندگی احمد اکبرزاده شما را با خودش همراه میکند و لبخند را گوشهی لبتان نگه میدارد.
کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن از سوی نشر پرتقال در اختیار شما قرار گرفته است.
کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن به نوجوانانی که به داستانهای طنز علاقه دارند، پیشنهاد میشود.
با احمد اکبرپور بیشتر آشنا شویم
احمد اکبرپور (Ahmad Akbarpour) متولد نُهم مرداد سال 1359 در استان فارس و فارغالتحصیل رشتهی روانشناسی از دانشگاه شهید بهشتی است. او بیشتر برای کودکان و نوجوانان مینویسد و در این راه جوایز زیادی را مانند کتاب سال ایران و شورای کتاب کودک از آن خود کرده است. نوشتههای احمد اکبرپور حول محور موضوعاتی مانند صلح، تنهایی، هویت و ارادهی فردی قرار دارد. او در نوشتههایش سعی دارد تا کودکان و نوجوانان را با مسائل و مشکلاتی که ممکن است سر راهشان قرار بگیرد روبهرو کند و قدرت حل مسئله را در آنها ایجاد کند. نکتهای که آثار احمد اکبرپور را برجسته میکند، استفاده از شیوههای جدید نوشتن داستان است. او با بازنویسی و خلق دوبارهی داستانهای قدیمی سعی دارد تا فرهنگ اصیل ایرانی را در قالبی نو به نسل جدید منتقل کند. نوشتههای احمد اکبرپور که غالباً با چاشنی طنز همراه هستند، علاوه بر کودکان و نوجوانان، بزرگسالان را نیز به خودشان جذب کردهاند.
او که اکنون در شیراز زندگی میکند، در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و همچنین شورای کتاب کودک عضویت دارد. آثار او به زبانهای متعددی ترجمه و کتابهای «قطار آن شب» و «شب بهخیر فرمانده»ی او در چند کشور دنیا منتشر شده است.
در بخشی از کتاب جز من به هیچ خری فکر نکن میخوانیم
آقا، خانم، به هر چیزی که اعتقاد داشته باشید کارتان راه میافتد؛ مثل هلو توی گلو. من توی دوران سربازی دوستی داشتم که تا سرما میخورد، بین دو تا دوونیم کیلو لیموشیرین میخرید و تندتند قاچ میزد و میخورد. قبل از اینکه پوست و آتوآشغالهای آنها را جمع کند، فینفینش که تمام شده بود هیچ، مثل اسب شیهه میکشید و یورتمه میرفت. درعوض من باید چندتا آمپول میزدم، سِرُم بهم وصل میکردند و تازه بعد از خوب شدن یک هفتهای چشمهایم چپ بود و آلبالو گیلاس میچید.
یکبار گفت: «احمد جان چرا دو کیلو و نیم نمیگیری و خلاص؟»
همینطور که فینفین میکردم، لبخندی زدم و گفتم: «چشم.»
دو کیلو و نیم لیموشیرین گرفتم و افتادم به جانشان. تا تمامشان کردم نزدیک بود جانم همراه عصارهی لیموشیرینها در برود.
بله






















