جنگ تحمیلی هشت ساله علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران را میتوان از جمله رویدادهایی دانست که در سطوح داخلی دو کشور ایران و عراق و خاورمیانه تاثیرات خاصی به جای گذاشت. در کتاب آغازگر جنگ به واکنشهای سریع، رصد فعالیتهای دشمن و سرعت عمل نهاجا در ابتدای جنگ پرداخته شده است. این کتاب توسز گروه مولفین و به اهتمام مرکز مطالعات، تحقیقات و تدوین آیین نامههای رزمی نهاجا به نگارش درآمده است.
در بخشی از کتاب آغازگر جنگ میخوانیم
از روزهای آغازین تا بیستوهشتم اردیبهشتماه، پروازهای مظنون به تجاوز هواییِ عراق به حریم آسمان کشور، از آرایشِ ویژهای برخوردار بودند. افزایش پروازهای شناسایی و گسترشِ تدریجیِ تجاوزهای هوایی که مناطق مرزی را پشت سر گذاشته و به عمقِ خاک کشور نفوذ میکردند، بهوضوح خبر از تدوین یک سناریوی هدفمند و اجرای طرحی سازمانیافته میداد. از منظر عملیاتی و فنی میتوان این سؤال را مطرح نمود که کثرت این پروازها چه معنایی در برداشت و اصولاً چه هدفی را دنبال میکرد؟
یکی از روشهای مرسوم و البته مؤثر در انجام حملات هوایی به خاک کشور هدف (آنهم بدون تلفات یا حداقل تلفات ممکن به نیروها و تجهیزات خودی) ارزیابی واکنش نیروی هواییِ دشمن و سنجش توان سامانههای پدافندیِ وی است. فرماندهانِ عراقی، اطلاعاتِ نسبتاً جامعی از آمادگیِ رزمی و قابلیتهای پروازیِ نیروی هوایی ایران را در اختیار داشتند. امّا در عمل، به معیارهای ملموستری برای صحت این اطلاعات نیاز بود. پروازهای تهاجمی از دو منظر میتوانست نقش شاخص را برای عراق در یک حمله سرتاسری ایفا نماید.
اوّل، ارزیابیِ دفاعیِ نیروی هوایی ایران و سرعت عکسالعمل این نیرو نسبت به حضور جنگندههای دشمن (از پایگاه مبدأ تا بُعد مسافت در مناطق مرزی)؛
دوم، تحلیل افکار عمومیِ مردم بهویژه ساکنین نواحی مرزی از تجاوز هوایی عراق و احتمالِ مشارکت در یک جنگ فراگیر.
به رغم موارد یادشده، مهمترین رویداد اردیبهشتماه را باید در فعالیتِ پروازیِ چهارم و هفتم این ماه جستجو نمود. از رویداد چهارم این ماه تنها نکته قابلیادآوری، بهرهبرداری تبلیغاتی از فرود هواپیماهای آمریکایی در طبس باهدف تضعیف یا تخریب وجهه نهاجا در داخل کشور بود که تبعاتِ سوء خود را تا مدتها در اذهانِ عمومی بهجای گذاشت.
بله



























