با کمک کتاب تسخیر ذهنها به سرعت در میان اطرافیانتان محبوب شوید! میثم رهبریان، نویسنده ایرانی و پرکار حوزه ارتباطات در این اثر نکاتی ارزشمند به شما آموزش میدهد که کیفیت روابط شما را دگرگون میکنند و به نقطه عطفی در زندگیتان تبدیل میشوند.
درباره کتاب تسخیر ذهنها
چه کسی دوست ندارد در ذهن دیگران ماندگار شود؟ بیتعارف حتی تصور اینکه بعد از ترک یک محیط یا گروه، افراد از خوبیهایمان یاد کنند و مسحور جذابیتهای ما بمانند هر آدمی را وسوسه میکند. درواقع تمایل به دوست داشته شدن و تعلق داشتن یک نیاز طبیعی است و به همین دلیل فروشندگان مهرههای جذب، دعاها و دورههای بیمایه هر روز مثل قارچ بیشتر و بیشتر میشوند که هدفی جز کسب سود ندارند. تشخیص واقعی نبودن این آموزشها کار دشواری نیست اما زمانی که احساس تنهایی میکنید و از توجه شایسته خود محروم هستید، آمادهاید تا هر وعده خوشایندی را بپذیرید و کلاهبرداری واقعی در اینجا اتفاق میافتد! با این حال تمام منابع موجود در زمینه ارتباطات دروغین و بیپایه نیستند و آثاری مانند کتاب تسخیر ذهنها از میثم رهبریان، درسهایی ارزشمند برای آموختن دارند.
این اثر در چهار فصل با عناوین «ارتباط موثر»، «تاثیر در اولین برخورد»، «درگیری عاطفی ایجاد کنید» و «ظاهر فراموشنشدنی» روشهای درست تاثیرگذاری را به شما یاد میدهد. با کمک این آموزشها قادر میشوید عوامل مهمی را که به یک فرد جذابیت میبخشند بشناسید و در مدتی کوتاه، متوجه تغییر رفتارهای دیگران نسبت به خود شوید. بعد از بررسی جنبههای مختلف ارتباط، در فصل آخر «17 قانون سحرآمیز» را فرا میگیرید که در موقعیتهای گوناگون به یاری شما میآیند و خصوصیات جذاب و دوستداشتنی شما را تکمیل میکنند.
کتاب تسخیر ذهنها مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این اثر را به افرادی که تمایل دارند مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنند و خاطرهای ماندگار در ذهن اطرافیان به جا بگذارند پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب تسخیر ذهنها میخوانیم
چند وقت پیش فردی جهت افزایش جذابیت به من مراجعه کرد. در نگاه اول همه چیز خوب به نظر میرسید. او فردی تحصیل کرده بود که چهره نسبتاً خوبی هم داشت؛ اما با این وجود مدعی بود که هنگام گفتگو و صحبت با دیگران نمیتواند آنها را به طرف خود جذب کند. بعد از بررسیهایی که انجام شد متوجه شدیم مشکل در سبک و مدل شنیدن او است.
مشکلی که در ادامه مطرح میکنم، مسئلهای است که بسیاری از ما درگیر آن هستیم و ناخودآگاه باعث میشویم تا دیگران از ما رانده شوند. مشکل او شنیدن به قصد جواب دادن بود. او در ناخودآگاه خود چنین الگویی داشت که وقتی میشنود باید پاسخ دهد و تصورش این بود که هر چه بیشتر صحبت کند جذابتر خواهد بود، چرا که فردی دانا به نظر میرسد. میدانید چنین الگویی چه اتفاقی را رقم میزند؟
این سبک از شنیدن موجب میگردد تا صحبتهای طرف مقابل را درست درک نکنیم و باعجله به دنبال این باشیم که خودمان صحبت کنیم. شاید گاهی اوقات حرف گوینده را قطع کنیم تا اینکه خودمان حرف بزنیم. این رفتار نشاندهنده آن است که به دیگران توجهی نداریم و از نظر ما کسی که مهم است خود ما هستیم.
اول او را از اشتباه «صحبت بیشتر نشانه دانایی است» خارج کردم. در مرحله بعد به او یادآور شدم که باید نوع گوش دادن خود را تغییر دهد. چیزی که به او گفتم این بود که گوش دادن باید به قصد گوش دادن باشد. لزومی ندارد تا برای هر صحبتی یک پاسخ داشته باشیم. از او خواستم تا در یک مدت مشخص، با هر کسی که صحبت میکند فقط شنونده باشد و تنها در جایی که لزوم دارد صحبت کند. خوشبختانه نتیجه خوب بود و بعد از دو ماه که مجدداً با او صحبت کردم، توانسته بود بیشتر از قبل نظر دیگران را به خود جلب کند.
بله






















