ابوالفضل طاهریان ریزی در کتاب زرتشت چه کسی بود؟ به بررسی و تحلیل این شخصیت تاریخی پرداخته و او را از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار میدهد. اثر حاضر یکی از بهترین آثار برای پژوهش و واکاوی در شخصیت زرتشت، این پیامبر ایرانی و از معتبرترین منابع گردآوری شده است. این شما و این کتابی خوشخوان، با محتوایی مستدل و محققانه...
درباره کتاب زرتشت چه کسی بود؟
ابوالفضل طاهریان ریزی در کتاب زرتشت چه کسی بود؟ به جمعآوری مهمترین مطالب دربارهی زرتشت، پیامبر و شاعر ایرانی پرداخته و او را از وجههای گوناگون مورد بررسی قرار میدهد. نخستین منبع او برای جمعآوری مطالب این اثر «گاتاها» یا همان سرودههای خود زرتشت بودهاند. در این سرودهها اسامی بعضی از اعضای خانوادهی زرتشت، رویدادها و شرایط زندگی او مشخص میشود. گاتاها تشکیلدهندهی کهنترین بخشهای اوستا هستند و ابوالفضل طاهریان برای ترسیم «زرتشت تاریخی» از آنها بهرهی فراوانی گرفته است.
از دیگر منابع موجود دربارهی این پیامبر ایرانی، منابع افسانهایست. بازتاب این منابع افسانهای را که بهصورت پیوسته در طول تاریخ بهنگارش درآمدهاند، بیش از همه در کتابهای پهلوی مشاهده میکنیم. ابوالفضل طاهریان ریزی به نگارش کتابی پرداخته که گرچه حجمی کم دارد، اما مطالبی کلیدی را در اختیار ما قرار میدهد.
کتاب زرتشت چه کسی بود مناسب چه کسانی است؟
اگر به کتابهای تاریخی علاقهمند هستید و میخواهید راجع «زرتشت» بیشتر بدانید، کتاب زرتشت چه کسی بود به شما پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب زرتشت چه کسی بود میخوانیم:
یمز بوید و دونالد کروسبی در بررسی نظر هنینگ میگویند که این پاسخی خردگرایانه برای خلق جهان توسط خدا — برای اینکه انسان به او در نبرد با نیروهای شر یاری رساند — هم هست و به علاوه تصویر قانعکنندهای از خدا به عنوان خیر مطلق ارائه میکند و به انسان، به عنوان همکار اهورامزدا که آزادانه میتواند دعوت خدا را بپذیرد یا رد کند، مقامی والا و جایگاهی مهم میدهد؛ اما این سؤال را ایجاد میکند که برابری دو مینوی همزاد چطور با پیروزی قطعی نیروهای خیر که زرتشت وعدهاش را داده از نظر فلسفی و دینی سازگار است؟ اگر پیروزی اهورامزدا قطعی است، «آیا این دوباره همان مشکل سنتی ادیان را زنده نمیکند؟» فاکس به این موضوع اضافه میکند که «آیا میشود همزمان پیروزی نهایی اهورامزدا را قطعی دانست و هم پذیرفت که او در آغاز با یک نیروی شریر برابر بودهاست؟» بوید و کرسبی معتقدند اگر زرتشت دو نیرو را برابر میدانست، دیگر دلیلی نداشت که پیروزی نیکان را پیشبینی کند و به علاوه، این موضوع انسانها را وارد یک «قمار نامطمئن» درباره انتخاب خدای پیروز میکند.
شیکد و پس از او ماری بویس تلاش کردند این موضوع را با شرح اینکه اهریمن موجودیت گیتیایی ندارد و تنها در حالت مینویی میتواند با اهورامزدا رقابت کند، حال آنکه اهورامزدا میتواند موجوداتی گیتیایی خلق کند تا به او در نبرد یاری رسانند حل کنند؛ نتیجتاً کفه به سمت نیروهای خیر سنگینی میکند. بویس میگوید «شر برای زرتشت چیزی است که در دام میاندازد و مخلوقات سپنتا مینو را به نابودی میکشاند». نظر بویس بر این استوار است که زرتشت در یسنه ذکر کرده که از میان دو مینوی همزاد، «یکی زندگی را خلق کرد و دیگری نازندگی را.» برداشت شیکد و بویس نسبت به هنینگ این برتری را دارد که دیگر ضروری نیست مفاهیم مشکلدار «قادر مطلق» و «آگاه مطلق» به اهورامزدا نسبت داده شود تا بتواند کشمکش کیهانی را پیروز شود، بلکه انسانها سرنوشت نبرد را رقم میزنند؛ به علاوه، این نظریه به زندگی انسان یک «معنی واقعی» میبخشد. هرچند این برداشت هم مشکلات خودش را دارد؛ به عنوان مثال بویس شخصاً اشاره میکند که سنت زرتشتی خلق موجوداتی چون گرگ را به اهریمن نسبت میدهد و شیکد میگوید که هیچ اشارهای در اوستا نیست که نشان دهد اهریمن توانایی خلق گیتیایی ندارد. از دید فلسفی هم عدم موجودیت مادی دلیل کافی برای شکست قطعی اهریمن به حساب نمیآید.
بله






















