پری غلامی در کتاب صوتی امانت گندمزار شما را با خود همراه میکند و به سفری تاریخی میبرد. جایی که شما با ملکالشعرای بهار و شاعران دیگر همنشین میشوید و در دل سال هزار و سیصد و سیزدهِ خورشیدی گام برمیدارید. شیرینی این اثر چنان بر جانتان مینشیند که تا مدتها پس از به پایان رساندن آن شما را رها نمیکند.
کتاب صوتی امانت گندمزار مناسب چه کسانی است؟
اگر به رمانهای تاریخی ایرانی علاقهمند هستید، از این کتاب صوتی غافل نشوید.
در بخشی از کتاب صوتی امانت گندمزار میشنویم:
اهالی میگویند گورکن است و از خیرات و مبرات مردم ارزاق میکند. روزها اگر مردهای نباشد، در حوالی گندمزار پرسه میزند یا تنبور مینوازد برای اهل قبور. و شبها در ضلع شرقی مقبرهی فردوسی بیتوته میکند. چهارشنبهها به مشهد میآید برای شرکت در حلقهی شاعران. سری به قهوهخانهی منوچهر نقاش میزند گشتی در شهر و دوباره همان گورستان. در غیاب او همهی زوایای مقبره را شخصاً بررسی کردم. چیز قابل توجهی نبود جز نسخهای قدیمی از شاهنامه و یک تنبور. جاننثار: الف.مرداس
از تلگرافخانه که بیرون آمد غروب بود. راستهی باغ نادری را به راه افتاد. خارخاری به دلش افتاده بود. خودش را اینطور نمیشناخت. تا قهوهخانهی منوچهر انقدری راه بود که بتواند سنگهایش را با خودش وا بکند و برای همیشه از شر این دلآشوب زمانه خلاص شود.
بله






















