کتاب روبان قرمز اشعاری ناب و عمیق از احمدرضا احمدی شاعر صاحب سبک و پرآوازه است. اشعار این کتاب با بیانی دلچسب از تنهایی، گذر زمان، فراموشی و رنج انسان سخن میگوید.
دربارهی کتاب روبان قرمز:
اشعار این کتاب ویژگیهای زبانی و شعری آثار متاخر احمدی را دارا هستند. آثار او بعد از گذشت سالها همچنان عمق درونی و سادگی بیان روزگار جوانیاش را دارند. سرودههای احمدرضا احمدی پویایی زبان خاص خود را دارند که در طی سالها به ثبات و پختگی رسیده است. به همین جهت همه نوع طیف از افراد میتوانند با آثارش ارتباط برقرار کنند و هر کدام به نوع خود و فراخور احوالاتشان از آن بهرهمند میشوند. در کتاب روبان قرمز شور و شعف جوانی جای خود را به پختگی و غنای پیری داده است.
اشعار کتاب روبان قرمز در قالب شعر نو هستند که با نبوغی هنرمندانه از روابط انسانها، دلتنگی، زندگی شهری و مادی، تنهایی، گذر زمان، فراموشی و رنج انسان صحبت میکنند. با وجود اینکه اندوهی برآمده از مضامین ذکر شده در تار و پود این سرودهها حس میشود اما همچنان روحی از امید و عشق در این اشعار موج میزند و به قدری عمیق و زیبا هستند که شما را به خوبی با خود همراه میکنند.
کتاب روبان قرمز مناسب چه کسانی است؟
دوستداران شعر نو و آثار احمدرضا احمدی از خواندن سرودههای این کتاب لذت خواهند برد.
احمدرضا احمدی را بیشتر بشناسیم:
احمدرضا احمدی در سال 1319 در شهر کرمان متولد شد. دورهی ابتدایی را در کرمان گذراند و 7 سال بعد همراه با خانواده به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت. در کودکی به شعر علاقهی بسیاری داشت و همین مسئله او را در بزرگسالی به سمت شعر کشانید. او با شعر و ادبیات کهن ایران آشنایی عمیقی داشت، اشعار نیمایی که او سرود دستمایهای شد تا قدمی منحصر به فرد را در شعر معاصر شروع و پیریزی کند. نخستین مجموعه شعری که از احمدی انتشار یافت در سال 1340 بود که توجه بسیاری از شاعران و منتقدان آن دوره را به خود جلب کرد. او در دههی 40 به یکی از شاعران برگزیدهی معاصر پس از نیما و شاملو در بین شاعران پس از خود تبدیل شد.
او در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نیز تاثیرگذار بوده است. در اواخر دههی هشتاد بود که جایزه شعر خبرنگاران در منزل این شاعر برگزار شد. همچنین در سال 1378 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تندیس مداد پرنده را در مراسم بزرگداشتش به او اهدا کرد. او در سال 1385 جایزه شعر بیژن جلالی را دریافت کرد و نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن در سال 1388 شد.
از دیگر آثار این شاعر درخشان میتوان به «ما روی زمین هستیم»، «عاشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود»، «لکهای از عمر بر دیوار بود»، «از نگاه تو زیر آسمان لاجوردی»، «هزار پله به دریا مانده است»، «ویرانههای دل را به باد میسپارم»، «قافیه در باد گم میشود»، «نثرهای یومیه»، «من فقط سفیدی اسب را گریستم» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب روبان قرمز میخوانیم:
چون نیست
نه پناهگاهی در دریاست
نه پناهگاهی در کوچهباغهاست
چون نیست
نه پناهگاهی در رویا و بیمارستان است
چنان روح مرا به سیمان و سنگ و گُل سرخ
آغشته کردند
که هنوز سنگینی سیمان و سنگ را
در شقیقههایم حس میکنم
من چه چیز را باختم
و چرا بهسرعت پیر شدم
که هنوز پس از حریق سرخ و آبیرنگ
زنده هستم
بله






















