زینب سادات موسوی معلم با گردآوری چندین داستان و افسانهی قدیمی در کتاب داستانهای شیرین کهن پارسی، شما را با گنجینهای ارزشمند از علم، ادب، حکمت و پندهای کاربردی در زندگی آشنا میسازد. گفتنی است که قصههای کهن این کتاب همیشه ارزشمند و خواندنی خواهند بود.
دربارهی کتاب داستانهای شیرین کهن پارسی:
داستانهای کهن فارسی هرگز کهنه نمیشوند و همیشه تازگی خاص خود را دارند، حتی اگر هزاران سال از زمان نگارش آنها بگذرد! این کتاب دربردارندهی چند قصهی کهن از قبیل بوستان و گلستان، شاهنامه، مثنوی، کلیله و دمنه، هزار و یک شب، بهلول، ملانصرالدین و ... است؛ حکایاتی پندآموز، اخلاقی و سرگرمکننده که نکات ارزندهشان، تأثیر به سزایی در کیفیت زندگی شما میگذارند.
کتاب داستانهای شیرین کهن پارسی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر علاقهمند به خواندن حکایات کهن فارسی هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب داستانهای شیرین کهن پارسی میخوانیم:
آب در گودالی عمیق در جریان بود و مردی تشنه از درخت گردو بالا رفت و درخت را تکان میداد. گردوها در آب میافتاد و همراه صدای زیبای آب حبابهایی روی آب پدید میآمد، مرد تشنه از شنیدن صدا و دیدن حباب لذت میبرد. مردی که خود را عاقل میپنداشت از آن جا میگذشت به مرد تشنه گفت: چه کار میکنی؟
مرد گفت: تشنهی صدای آبم.
عاقل گفت: گردو گرم است و عطش میآورد. در ثانی، گردوها درگودال آب میریزد و تو دستت به گردوها نمیرسد. تا تو از درخت پایین بیایی آب گردوها را میبرد.
تشنه گفت: من نمیخواهم گردو جمع کنم. من از صدای آب و زیبایی حباب لذت میبرم. مرد تشنه در این جهان چه کاری دارد؟ جز اینکه دائم دور حوض آب بچرخد، مانند حاجیان که در مکه دور کعبه میگردند.
بله






















