کتاب روش تحقیق پیشرفته در معماری نوشتهی محمدرضا مفیدی، شیوهها و تکنیکهای نگارش یک پروپوزال، پایاننامه، مقاله و متن دفاعیه را در این رشته به شما میآموزد و کمکتان میکند تا این فرآیند را آسانتر و بهتر سپری کنید.
دربارهی کتاب روش تحقیق پیشرفته در معماری:
تحقیق، مجموعه فعالیتهایی است که با هدف حل یک یا چند مسئله، یا جواب دادن به یک یا چند پرسش انجام میشود. بر همین اساس، جان دیوئی الگویی را در قالب چهارچوب روش علمی در حل سؤالات پژوهشی ارائه کرده، از جمله: «شناخت و بیان مسئله، ساختن فرضیه، جمعآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل دادهها، استنتاج برای تأیید یا رد فرضیه» که در عصر کنونی به عنوان یکی از شیوههای شناخته شدهی پژوهش به کار برده میشود.
با این وجود، به صورت قاعدهمند؛ مراحل تحقیق شامل: انتخاب - تحلیل و تبیین مسئله، گزینش - طراحی و تشریح شیوههای کار، جمعآوری اطلاعات و دادهها، طبقهبندی - تجزیه و تحلیل و تفسیر دادهها و تدوین گزارش تحقیق است. هر چند از نظر انواع مدلهای پژوهشی اصلی در رشتهی معماری و گرایشهای گوناگون همچون: معماری داخلی، تکنولوژی معماری، بازسازی پس از سانحه، معماری و انرژی، معماری منظر، مطالعات معماری ایران، مطالعات معماری اسلامی نوعاً مؤلفههای نظری - کاربردی به عنوان مرتبطترین شرح وظیفهی تحقیقی توسط پژوهشگران معماری مورد استفاده قرار میگیرد.
در کتاب روش تحقیق پیشرفته در معماری (Research advanced methods in architecture) مهمترین مؤلفههای پژوهش در معماری در سطح دانشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفته که حاوی مبانی پژوهش، مبانی پژوهش در معماری، شیوه تدوین و نگارش شناسه پژوهش یا پروپوزال، فرایند روشهای تحقیق عمومی و تخصصی، تدوین دفاعیه، شیوه نگارش مقالات علمی - پژوهشی فارسی و لاتین، شیوههای استناددهی به منابع و آشنایی با پایگاههای جامع اطلاعاتی عمومی و تخصصی، معرفی و آموزش نرمافزارهای رایج تحقیق و مدلسازی گوناگون تحقیق میشود.
کتاب روش تحقیق پیشرفته در معماری برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر به عنوان یک منبع علمی اختصاصی منحصر به رشتهی معماری و گرایشهای مختلف آن برای دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و دکترا و اساتید این حوزه و پژوهشگران این عرصه سودمند و کاربردی است.
در بخشی از کتاب روش تحقیق پیشرفته در معماری میخوانیم:
معماری به این جهت ارزشمند است که وظایف و کارکردهایی را تحقق میبخشد. چنانچه کارکرد را از آن جدا کنیم، فاقد ارزش میشود. وجود معماری وابسته به سودمندی است و ارزش خود را در مفید بودنش جستوجو میکند. در مقابل، چنانچه برای سایر هنرها کارکرد پیشبینی شود، ارزش واقعی آنها را کاستهایم. تفاوتی که بین هنرهای تجسمی و نمایشی با معماری وجود دارد، در همین نکته است. لذا در توجه به جنبههای هنری معماری، این پرسش به ذهن متبادر است که اگر معماری عملکرد را به خوبی پاسخ دهد، چرا این موضوع باید قابل اهمیت باشد که برای معماری ویژگیهای آثار هنری را قائل باشیم؟ به دیگر بیان آیا معماری را باید از روی امتیاز عملکردیش بشناسیم یا از صورت مجسمهای آن؟ مسلم است که ناتوانی در پاسخ به عملکرد، معماری را توجیه نمیکند و معماری صرفا فرمگرا هر چقدر صورتی زیبا داشته باشد، ناکارآمد و دارای منطق ساخت نیست و ما نباید در این نکته شکی داشته باشیم. در این صورت چگونه باید قبول داشت که معماری هنر است؟ اگر معماری هنر باشد، آیا همین «غرض عملکردی»، سبب مخدوش شدن جنبه هنری آن نمیشود؟
از سوی دیگر، راست بودن این گزاره که «معماری هنر نیست» مورد شک و شبهه است. آیا میتوان به سلطانیه نگاه کرد، در حیاط مسجد جامع اصفهان ایستاد، برج آزادی را در مقابل داشت، در فضای ساختمان پارلمان انگلیس و برج ساعت بیگبن قرار گرفت و بگوییم معماری هنر نیست؟ تاریخ مطالعات معماری نشان میدهد که معماری بیتوجه به فرم و زیبایی، اما پاسخ گو به عملکرد، ابهامات خاصی به دنبال دارد و ظاهرا به آنچه تولید شده است نمیتوان لفظ معماری را اطلاق کرد. معماری حامل پیام است و قسمت عمدهای از پیام را به کمک فرم منتقل میکند. اگر معماری فاقد جنبههای کیفی باشد و فقط به کمیات جاری در علوم مهندسی بپردازد، آن را به شدت تنزل دادهایم، همان تنزلی که دوران مدرن برای معماری به ارمغان آورد. کیفیات در کاربرد و ترکیب اجسام، رنگها، اندازهها و مصالح حاصل میشوند.
بله





















