در کتاب ردپای هنر نوشتهی ارغوان مرادی، شاهد بررسی و تحلیل دقیق معماری تعدادی از ابنیهی تاریخی ایرانزمین هستیم. هدف از نگارش این کتاب علاوه بر معرفی معماری ایرانی - اسلامی، ایجاد پیوندی دوباره میان آن و معماری مدرن بوده است.
درباره کتاب ردپای هنر
معماری ایرانی پیشینهای طولانی دارد و در طول تاریخ از آن بهعنوان بهترین و شاید بتوان گفت عالیترین بخش هنر ایران یاد میشود. برتری هنر معماری ایرانیان خاصه در دوران هخامنشیان، پارتها و ساسانیان نمود داشته است. ایرانیان این برتری را در دوران اسلامی نیز حفظ کردهاند.
در حال حاضر شاهد جدایی میان معماری مدرن ایرانی و معماری سنتی ایرانی هستیم که میتوانیم از آن تحت عنوان فراموشکاری فرهنگی یاد کنیم. آیا تقدیر، اینگونه رقم خورده که تمام آن شکوه و عظمت را به دست فراموشی بسپاریم؟ چاره چیست؟ چطور میتوان درصدد جبران این خلأ بهوجودآمده برآمد؟
ارغوان مردانی در کتاب ردپای هنر به بررسی دقیق قابلیتهای هنر معماری ایران در یکی از قدیمیترین میادین ایران یعنی «میدان نقش جهان اصفهان» میپردازد.
مردانی بر این باور است که بهرهگیری از نقوش اسلیمی و سایر نقوش تزیینی ابنیهی تاریخی در گرافیک محیطی، معماری مدارس و شادابسازی سایر فضاهای عمومی سبب معرفی هنر معماری سنتی ایران و پیوند مجدد با هویت ملی ایرانی میشود.
در بین بناهای بهجامانده از ادوار گذشته، مساجد جایگاه ویژهای دارند. از آنجایی که مسجد جایگاهی برای سجود و پرستش پروردگار است، در معماری این بنا همواره سعی بر آن بوده که آن حس روحانی و معنوی لحاظ شود. اهمیت این بنا سبب شده که در بخشی از کتاب ردپای هنر به بررسی معماری بهکاررفته در «مسجد شیخ لطفالله» و «مسجد جامع عباسی» پرداخته شود.
کتاب ردپای هنر برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب را به علاقهمندانِ هنر معماری پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب ردپای هنر میخوانیم
هنر در عالم خیال پا به عرصهی وجود میگذارد و این همان عالمی است که نه در عالم جسمانی است و نه در عالم روحانی، بلکه توسط نفس و در عالم نفسانی یعنی دنیایی مابین دو عالم فوق خلق میشود. کیفیت هنر بستگی تام به درجات تعالی نفس دارد. هرچه نفس در مراتب معنوی، بیشتر پیشرفت کرده باشد، هنر عالیتر و معنویتر است و هرچه نفس به جسم و کمیت گرایش نشان دهد، خبر از مادیت و سنگینی دارد و با مراتب عالی، فاصله مییابد. لذا مراد از هنر معنوی آن هنری است که به مراتب روح و عالم بالا نزدیکتر است و یا به عبارت دیگر آن هنری که در راستا و سوی عوالم معنوی قرار دارد، طبعاً در درجات و مراتب گوناگونی قابل شناسایی است. لذا معنای هنر نیز در درجات معنوی آن قابل درک است و هرچه معنویت هنر بیشتر باشد، معنای آن عمیقتر و باطنیتر و به حقیقت نزدیکتر است. براساس دیدگاه صاحبنظران، مابین هنر معنوی، هنر قدسی، هنر اسلامی و هنر دینی تفاوتهای ظریفی وجود دارد که در اساس به یک مرکز اشاره دارند ولیکن در نحوه برداشت و تفسیر هر صاحبنظر، تعاریف اختصاصی برای هر واژه پیشنهاد شده است. در هنر اسلامی به شیوهای بیواسطه از معنویت درک میگیرد و به همین دلیل، هنر طریقت است تا هنر شریعت و استنباط هنر اسلامی بیشتر جنبهای درونی و باطنی دارد و در نهایت این هنر تلاش میکند تا آنکه پیوند نفس را با عالم روح میسر سازد که این همان تقرب الهی است.
بله
















