کتاب اصول آموزش سواد رسانهای به کودکان نوشته معصومه نصیری و سید علی موسوی، با آموزههای خود به شما میگوید چگونه نسل هزاره سوم را تربیت رسانهای کنید و نقش و اهمیت رسانه در زندگی انسان را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد.
درباره کتاب اصول آموزش سواد رسانهای به کودکان:
سواد رسانهای و اطلاعات دیگر تنها به عنوان یک علم و یا توانایی شناخته نمیشود، بلکه یک امر لازم برای تمامی مردم جامعه شبکهای محسوب میشود، جامعهای که به طور اثربخشی ارتباط خود را در شبکههای مختلف رسانهای نظم میدهد، شبکههای که کمکم با شبکههای اجتماعی ارتباطات رودررو جایگزین میشوند، یا آنها را کامل میکنند.
بر همین اساس میتوان این گونه بیان کرد که سواد رسانهای و اطلاعاتی اصلیترین و مهمترین سطح توانمندی برای زندگی در دنیای امروزی است و به مخاطب این مهارت را میدهد که در فرایند تولیدات گوناگون رسانهای درگیر نشده و به طور همزمان با دریافت هوشمندانه پیغامها و رمز گشودن از آنها، یک کنشگر فعال نیز به شمار برود. این کتاب نحوه پیشرفت و بهبود کنشگری فرزندان را هنگام رویارویی با انواع رسانه و تولیدات آن بر مبنای ماهیت هر کدام از رسانهها، شرح خواهد داد.
آنچه که باعث تفاوت این کتاب با دیگر آثار میشود این است که به شما میگوید هر رسانه را بر مبنای بافت و روح حاکم بر آن مشاهده و ارزیابی کنید. از شیوههای افزایش سواد رسانهای و الگوهای بالا بردن آن در خانه و مدرسه نیز صحبت میشود و منابع کاملی از پرسشهایی که نیاز است با تکیه به آنها تفکر انتقادی و درک مبتنی بر توانایی خوب دیدن و شنیدن در رویارویی با انواع رسانه در کودکان تقویت شود، در دسترستان قرار میگیرد.
کتاب پیش رو تعریف و شناخت مرسومی که میگوید رسانه تنها رادیو، تلویزیون، کتاب و روزنامه است را تغییر میدهد و در کنار معرفی انواع رسانه، به کودکان به عنوان تأثیرپذیرترین مخاطبانِ رسانه کمک میکند.
این کتاب به شما میگوید که چگونه بدون هراس و دلهره لذت کافی از رسانه ببرید و مدیریتِ این ابزار نیرومند را به دست بگیرید، نه آنکه رسانه مدیریت شما، خانواده و فرزندانتان را بر عهده داشته باشد!
کتاب اصول آموزش سواد رسانهای به کودکان برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای تمامی والدین، معلمان، مربیان و افرادی که در تربیت کودکان نقش دارند بسیار سودمند و مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب اصول آموزش سواد رسانهای به کودکان میخوانیم:
درگذشته ما و دوستانمان از هر روش ممکن برای برقراری ارتباط استفاده میکردیم؛ حضوری با یکدیگر صحبت میکردیم، یادداشتهایی را در کلاس ردوبدل میکردیم و با یکدیگر تماس تلفنی میگرفتیم (بله، در آن زمان تلفنها داخل آشپزخانه بوده و با سیم به محل خودشان متصل میشدند؛ پس زمانی که با دوستتان صحبت میکردید تمام خانواده دور شما جمع میشدند). دانشآموزان امروزی نیز از همین روشها برای برقراری ارتباط استفاده میکنند؛ آنها صرفاً از مجموعه ابزار بزرگتری برای این کار بهره میگیرند. ازآنجاییکه نسل جوانتر از پلتفرمهای شبکههای اجتماعی بهصورت یکپارچه بهره گرفته و بهصورت آنی پیغام ارسال میکند، بسیاری از والدین نگران این هستند که کودکانشان درک درستی از معنای اجتماعی بودن پیدا نکنند. شاید در برخی موارد چنین نگرانی درست باشد، اما در صورتیکه کودکان فرای مهارتهای شبکههای اجتماعیشان، به تقویت مهارتهای شخصی در زمینه برقراری ارتباط بپردازند، مشکلی پیش نخواهد آمد. اینجا نقش سواد رسانهای پررنگ است.
دانشآموزان تنها افرادی نیستند که به شبکههای اجتماعی وابستگی داشته و از آن به شکل نامناسب استفاده میکنند. شبکههای اجتماعی در کنار پتانسیلهایی که برای سوءاستفاده دارند، میتوانند عوایدی را نیز در پی داشته باشند. این سایتها کاری میکنند که بتوانیم به شیوهٔ دلخواهمان خود را ارائه کنیم که در برخی از موارد، یک نکتهٔ مثبت است.
داستانهای ترسناک در مورد شبکههای اجتماعی و تجربیات متنوع آنلاین، فراوان هستند. مرتباً از کارشناسان سواد رسانهای خواسته میشود درباره مزاحمت اینترنتی بهصورت گروهی با والدین صحبت شود. والدین در مورد مزاحمت سایبری اطلاعات دارند اما نمیتوانند نرمافزارهایی که کودکانشان در گوشیهایشان دارند را نام ببرند و نحوه عملکردشان را نمیدانند. والدین تشنه راهکاری برای محافظت از کودکانشان هستند، اما نمیدانند که کار را از کجا شروع کنند. داستانهای خبری مهیج صرفاً باعث تشدید مسئله میشوند.
بله



























