کتاب کوچینگ شایستگیهای شغلی (راهنمای عملی ایجاد شایستگیها) - جلد 2 نوشتهی پوریا برزعلی، رفتار سازمانی و نحوهی مدیریت آن را وارسی کرده و به رهبران نکاتی کابردی را آموزش میدهد تا به وسیلهی آنها کیفیت عملکرد سرمایههای انسانی خود را بالا ببرند.
دربارهی کتاب کوچینگ شایستگیهای شغلی (راهنمای عملی ایجاد شایستگیها) - جلد 2:
رفتارهای سازمانی تعیین میکنند که یک سازمان چطور اداره شود و آینده خود را در چه شرایطی قرار دهد. این مسئله بسیار حائز اهمیت است زیرا در هستهی اصلی هر سازمان، منابع انسانی حضور دارد که نوع رفتار و کارکرد آنان سطح کیفیت یک سازمان را مشخص میکند.
پر واضح است که تغییر یک سازمان با تغییر کارکنان آن آغاز میشود. همانطور که همهی ما میدانیم کارمندان یک سازمان مهمترین داراییهای آن هستند، که اگر رفتارشان تغییر نکند و به روز نشود قطعاً سازمان از گردونه رقابت حذف میگردد.
به نظر شما عادات کوچک و بزرگ چگونه در رفتار کارکنان یک سازمان شکل میگیرد؟ همیشه این را بدانید شما چیزی میشوید که تکرارش میکنید. برای مثال اگر روی دانش و ارتباطتان زمان میگذارید، در طول زمان تبدیل به فردی بهرهورتر با دانش بیشتر و اجتماعیتر خواهید شد. برعکس اگر بر روی استرس و افکار منفی متمرکز هستید به مرور به فردی عصبی، مضطرب و خشمگین تبدیل میشود. پس به یاد داشته باشید که استادی در هر زمینهای (چه مثبت و چه منفی) نیازمند صبر است و صبر وابسته به زمان!
کتاب کوچینگ شایستگیهای شغلی (راهنمای عملی ایجاد شایستگیها) - جلد 2 برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای مدیران، رهبران و منابع انسانی سازمانها سودمند و کاربردی خواهد بود.
در بخشی از کتاب کوچینگ شایستگیهای شغلی (راهنمای عملی ایجاد شایستگیها) - جلد 2 میخوانیم:
به جای دستور دادن و گفتن اینکه کار درست چیست! از پرسنلتان سوالاتی از این دست بپرسید، مثلا:
برای بهبود امتیاز عملکردتان باید چکار بکنید؟
برای افزایش میزان فروش واحدتان بنظر شما باید چکار کرد؟
فکر میکنید که میزان تلاش شما برای موفقیت واحدتان کافی است؟
چرا تیم فروش فلان شرکت از شرکت ما موفقتر است؟
چرا فلانیها در ارزیابی عملکرد همیشه امتیاز مطلوبی کسب میکنند؟ و به نظر شما باید چکار کنیم تا به 20% پرسنل موفق شرکت تبدیل شویم؟
و... .
این قبیل سوالات افراد را به فکر وا میدارد تا در راستای اهداف سازمان فکر کنند، پاسخهایی بیابند و در صدد اجرای پاسخها باشند، اما در عین حال که سازمان در این میان منتفع میشود، افراد هم حس خودمختاری و آزادی عملکرد میکنند و به این شکل عزت نفس آنها تقویت میشود.
وقتی کارکنان به این سوالات پاسخ میدهند، در واقع چند اتفاق مهم رخ میدهد:
1- چون پاسخها از جانب خودشان است، درنتیجه احساس نمیکنند که کسی به آنها دستور داده تا کاری را انجام دهند.
2- نسبت به پاسخهایشان مسئولیتپذیر هستند.
3- اشتیاق بیشتری برای محقق کردن پاسخهایشان و به نتیجه رساندن آنها دارند تا دستورات مدیرانشان.
4- این کار باعث افزایش سرعت تغییر رفتار پرسنل و تغییر در سازمان میشود.
بله





















