هاکان منگوچ خاطرات و تجربیات خود در کتاب من نی هستم را روایت میکند و از دنیای نوازندگی بهخصوص ساز نی و وادی صوفیان و عارفان سخن میگوید و شما را با عرفان جدید آشنا میکند و پاسخ مناسبی به پرسش «من کیستم؟» ارائه میدهد.
درباره کتاب من نی هستم:
به این اثر به چشم یک سفر بنگرید. سفر شاخهی نی از نیزار که با دمیدن نفس یک نیزن جان پیدا میکند. تکاملی که مسیرش به روی شما باز شده، در شما شروع و در خودتان نیز پایان میگیرد. این کتاب که به عنوان یک سفر برای دستیابی به تعادل در روابط، بدن، ذهن و درآمدتان به نگارش درآمده، راهنما و رهبر شماست. به دستتان رسیده است تا درهایی که موفق نشدید به تنهایی باز کنید را تا پایان بگشایید.
افرادی که قادر بودند به شما کمک کنند همواره در کنارتان حضور داشتند. با این حال شما آنها را به زندگیتان وارد نکردید چرا که قلبتان اعتماد به سایرین را از یاد برده است.
از موانعی که روبهرویتان ایجاد شده فاصله گرفتید چرا که زمان بسیاری است پتانسیلهای به خواب رفته درونتان را فراموش کردهاید. دیگر به این موضوع که خواسته و آرزویتان میتواند اتفاق بیفتد باور ندارید. در زندگیتان برای پیروز شدن، موفقیت و رسیدن، بسیار تلاش کردهاید با این حال به چیزی دست پیدا نکردهاید چرا که زمان، شما را به اسارت خود درآورده است. به اندازهای شتاب گرفته و خود را مشغول کردهاید، که بدنتان از روحتان جلوتر رفته است.
شما در کتاب من نی هستم (Ben Neyُ im) ایستادن را خواهید آموخت. آهستگی را که یاد بگیرید، بدن و روحتان برای به هم رسیدنشان دچار هیجان میشوند. اینجاست که میآموزید باید درست نفس بکشید.
کار، درآمد، روابط و سلامتیتان را دوباره خواهید ساخت. هر چه که را فراموش کردهاید دوباره به یاد میآورید. «خودی جدید» از وجودتان شکل خواهد گرفت. دیگر زمان آن رسیده است تا هر چه که از آن ناراضی هستید از نو بسازید.
نترسید. در حقیقت نیرویی که به آن نیازمندید در درون شما قرار دارد. این کتاب تنها در یافتنش کمکتان خواهد کرد.
کتاب من نی هستم به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به عرفان و تصوف علاقهمند هستید، پیشنهاد میکنیم خاطرات و تجربیات یکی از اهالی آن را بخوانید.
با هاکان منگوچ بیشتر آشنا شویم:
هاکان منگوچ (Hakan Mengüç) در بورسا ترکیه به دنیا آمد و در دانشگاه اولوداغ به تحصیل پرداخت. او در دوره نوجوانی به موسیقی علاقه پیدا کرد و در 15 سالگی نواختن نی و پیانو را آموخت. دو سال در هنرستان هنرهای زیبا درس خواند و بعد آن را نیمهکاره گذاشت.
آشنایی هاکان با نی، او را وارد دنیای تصوف و فلسفه صوفی کرد. بعد از آن زبان عثمانی را یاد گرفت و سالیان بعد در سرزمین شمس تبریزی در مورد صوفیسم دورهای آموزشی را پشت سر گذاشت، از صوفیان آموزشهای شفابخشی آموخت و زبان مثنوی فارسی را فراگرفت.
زمانی که به دهه دوم زندگیاش رسید، سمینارهایی در دانشگاههای مختلف برگزار کرد. ذهن نیمههوشیار، خودت را بشناس، انگیزههای بالقوه و صحبت در جمع، موضوعات این سمینارها را تشکیل میدادند.
نوشتهها، گفتهها و داستانهای منگوچ به کمک شبکههای اجتماعی به گوش میلیونها نفر رسید. در سال 2014 به دلیل علاقه فراوانش به حیوانات، راهی آفریقای جنوبی شد و در کنار شیر و ببرهای بنگال زندگی کرد و درباره نگهداری و توانبخشی آنان چیزهایی آموخت.
جملات برگزیده کتاب من نی هستم:
- با جستجو پیدا نمیشود اما آنان که یافتهاند همیشه جستجوگران بودند.
- انسان وقتی فکر میکند باید با دقت، و وقتی عمل میکند باید قاطع باشد.
- در زندگی میتوانی همه چیز بشوی ولی در زندگی انسان شدن مهم است.
- انسان پس از مدتی به هر چیزی عادت میکند. حتی چیزی که بینقص باشد هم عادی میشود.
- بعضی دردها فایده دارند، اول ناراحتت میکنند، بعد سبب میشوند که تو تمام مسائل را بهتر بفهمی.
- بهترین کاری که میتوانی انجام بدهی تغییر دادن خودت است. اگر قلب تو عوض شود، دنیایت هم عوض میشود.
- انسان به جای تجربۀ بهشتی که برایش ناشناخته است ترجیح میدهد در جهنمی که برایش شناخته شده است زندگی کند.
در بخشی از کتاب من نی هستم میخوانیم:
استاد نی را روی پاهایش گذاشت و سپس با لبخند پرمهری نگاهم کرد و گفت: «فرزندم! درون هر کسی اسماء الهی وجود داره. در هر کسی یکی از اسماء برجستهتر از بقیه است. چیزی که مهمه اینه که تو اون اسماء رو پیدا و بیدارش کنی تا روحت رو به تعادل برسونی. اونوقت میتونی هدف از به دنیا اومدن رو بفهمی.»
خیلی به هیجان آمده بودم. چه کسی دوست ندارد از هدف زندگی خود باخبر بشود؟
پرسیدم: «خب چه جوری میتونم اینو یاد بگیرم؟»
گفت: «صبر داشته باش، عجله نکن. هنوز خیلی جوونی، تا جواهراتت رو بیابی و خودت رو پیدا کنی؛ زمان میبره. از طرفی قرار نیست تنها استادت در این دنیا، من باشم. راهنماهای زیادی راهنمات خواهند بود. البته مدت زمان این سفر بسته به خود فرد تغییر میکنه. چه بسا کسی توی زمان کمی به اسماء درونی و تعادل روحی برسه و برای دیگری زمان بیشتری نیاز باشه.»
سخنی به شمس تبریزی نسبت داده شده که میگه:
"از سختیها و تلخیها فرار نکن، هر ماما میداند که بدون درد زایمانی صورت نمیگیرد. برای اینکه از درونت، تویی جدید و تازه به میان بیاید، باید برای مقابله با دردها، سختیها و موانعی که مقابلت قرار میگیرند حاضر باشی."
«حاضری فرزندم؟»
با بیانی قاطع گفتم: «حاضرم.»
بله


























