کتاب کارکرد اخلاق و حسابداری نوشته ابوطالب مهرفر و محبوبه نادریفر، اصول اخلاقی علم حسابداری را به شما یادآور میشود و نظریات و دیدگاههای متفاوت اندیشمندان این حوزه را بیان میکند و اصول رفتاری آن را آموزش میدهد.
درباره کتاب کارکرد اخلاق و حسابداری:
کتاب پیش رو در کنار اشاره به تمامی اختلافات همیشگی در عرصه حسابداری، از اهمیت اصول اخلاقی در این حرفه سخن میگوید. حسابداری، علمی بسیار ارزشمند و از جمله دانشهای مهم اقتصادِ مبتنی بر بازار به شمار میآید. هیچ یک از فعالیتهای اقتصادی بدون دانش حسابداری قابل انجام نیستند.
براساس یک دیدگاه در ادبیات حسابداری، ارتباط میان این علم و اخلاق فراتر از یک مفهوم جنبی است. این دیدگاه مطرح میکند که مبانی و اصول حسابداری از ریشههایی اخلاقی برخوردارند و به همین دلیل، اخلاق با ذات علم حسابداری در ارتباط مستقیم است به شکلی که جدایی آنها از یکدیگر امکانپذیر نیست.
این دانش، عملی ذاتاً اخلاقی است اما در یک دیدگاه مخالف، عمل حسابداری یک تصویر قابل قبول از نظم و انضباط مالی و سیستمی منظم و پیوسته از مقولهای همگن است که شاید در نظر نخست، اخلاق هیچ جایگاه و ارزشی در آن نداشته باشد؛ با این حال با کمی هوش و درایت میتوان گفت که شغل حسابداری مسئولیت سنگینی در قبال ارائه یک تصویر مطلوب به مردم دارد زیرا این تصویر در افکار عموم، همان سطح اطمینانبخشی است که از دانش و رفتار حسابداری ناشی میشود و درست به همین علت، اخلاق در حرفه حسابداری برای ممانعت از ایجاد تصاویر نامطلوب و جلب اعتماد عمومی بسیار مورد نیاز و ضروری است.
اصلیترین هدف کتاب کارکرد اخلاق و حسابداری (Functioning of ethics and accounting)، جواب به این سؤال است که آیا میتوان بیان کرد حسابداری وظیفه اخلاقی خود را به خوبی انجام داده است؟
کتاب کارکرد اخلاق و حسابداری برای چه کسانی مناسب است؟
اگر در عرصه حسابداری فعالیت میکنید و یا دانشآموخته و دانشجوی این رشته هستید، این کتاب سودمند را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب کارکرد اخلاق و حسابداری میخوانیم:
قتل اشتباه است.
طبق آنچه که هیوم بیان داشته است اثبات چنین جملهای ممکن نیست زیرا، اینکه قتل اشتباه است یک مشاهده تجربی نیست، بلکه یک عقیده اخلاقی است. هیوم یک تجربهگرای افراطی بود و مثل پوزیتیویستها بین جملات واقعی و اخلاقی تفاوت قائل بود. این ادعا دقیقاً شبیه ادعای تئوریسینهای حسابداری پازیتیو است: بین «هست» و «باید» فرق است.
بنابراین کسی که میگوید قتل بد است فقط بیانگر این است که او قتل را رد میکند. هیوم بیان میکند که عقاید اخلاقی بیشتر از اینکه منطقی یا تجربی باشد، روانشناسی است ولی برخلاف پازیتیویستها معتقد است، این عقاید از بیاهمیت یا بیمعنی بودن دور هستند. این مطلب با شدتی به مراتب بیشتر توسط فیلسوف پازیتیویستی، ای جی آیر اتخاذ شد که برایش زبان اخلاقی حقیقتاً بیمعنا بود. فلسفه اخلاقی برای او نوعی اشتباه زبانی یا منطقی بود و چیزی بهعنوان علم اخلاق وجود نداشت. چنین گفتمانهایی را او احساسگرایی نامید.
هیوم اقتصاددان هم بود، او حتی پیش از آدام اسمیت خواهان کامیابی اقتصادی ملتها بود. بر حمل و نقل و مبادلات آزاد تاکید کرد، وجود موانع گمرکی را محکوم کرد، علیه نظام مالیاتگیری دلخواه شورید، و اصرار کرد فقط در حکومتی که این موانع نباشد بازرگانی رشد مییابد. او گفت حکومت مطلقه، طبقه بازرگان را بسیار ارجمند میدارد. ثروت دولت نتیجه کار همین شهروندان است. خواستههای انسانها زمان به زمان بیشتر میشود و به یک حال نمیماند. او به لزوم شادمانی در انجام کار اشاره کرد و معتقد بود اگر کسی سخت کار کند ذهنش نیروی تازه مییابد و تواناییها و استعدادهایش گستردهتر میشود، تمایلات خاص افراد را ارضا میکند و از رشد تمایلات غیرطبیعی جلوگیری مینماید.
بله
















