کتاب اخلاق کسب و کار نوشتۀ محمود محمدی ارمندی، رهاوردی است برای عموم بازاریان که با چهل موضوع کاربردی، اخلاق اقتصادی را تحلیل و بررسی میکند.
این کتاب ویژگی انواع مشاغل و کسب و کار که وظایف و نگرشهای اخلاقی یک تاجر (کاسب، بازاری، بازاریاب و شاغل) را به دور از پیچیدگیهای مرسوم تعریف و توصیف کرده و بیش از یکصد آیهی قرآنی، چهارصد روایت کلیدی و صد فراز از مناجاتهای اهل بیت (علیهم السلام) و بزرگان ادبی در این اثر واکاوی و به کار گرفته شده است. با توجه به اینکه مقدمهی تجارت و کسب، نیازمند شناخت عبودیت (قانون جذب) است؛ از طرفی تجارتهای نو، ایدهمند، خلاق و نگرشی است؛ لذا تحلیل لوازم تجارت به همراه آن، مورد تطبیق، کنکاش، دقت و بررسی واقع شده است.
در نظام ارزش گذاری اسلام، به کار علاوه بر یک امر صرفا مادّی، به عنوان عبادتی بزرگ و دارای ارزش ذاتی مینگرد. یعنی از دیدگاه اسلام کار صرفاً مقدّمهی کسب سود و درآمد یا ضرورتی برای جلوگیری از فقر نیست، بلکه آثار مثبت آن را در حالات روحی و اخلاقی میتوان دید.
بنابراین انسان فارغ از توانگری و بینیازی مالی، موظّف به کار و تلاش است و همچنین ارزش آن، به رعایت اخلاق کار منوط میباشد.
در این کتاب منظور از تاجر؛ مطلق کاسب و بازاری و بازاریاب و صاحب شغل است و منظور از تجارت؛ مطلق داد و ستد و کاسبی و کسب و کار و شغل در انواع گوناگون آن است.
در بخشی از کتاب اخلاق کسب و کار میخوانیم:
کسانی که از کسب حرام پرهیز نمیکنند، میپندارند اگر از مال حرام صرف نظر کنند، کمبودی در معاششان پدید میآید و سخت محتاج و گرفتار میشوند. اما خداوند میفرماید: «وَمَا مِن دَآبَّۀٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ؛ هیچ جنبندهای در زمین نیست، مگر اینکه روزی او بر خداست». (هود: 6) او قرارگاه و محلّ نقل و انتقالش را میداند.
همهی اینها در کتاب آشکاری ثبت است. پیامبر گرامی اسلام (ص) در تفسیر این آیه که در نهی از خوردن مال یتیم است، چنین میفرماید: یعنی پیش از آنکه روزی مقدّر و حلالتان برسد، به سوی روزی حرام شتاب نکنید. (عده الداعی، ابن فهد حلی، ص 74) حضرت علی (ع) روزی نزدیک در مسجد از مرکب خود پیاده شد و آن را به شخصی سپرد و به مسجد رفت. آن شخص لجام مرکب را بیرون آورد و فرار کرد.
امیرالمؤمنین (ع) در حالی که دو درهم در دست داشت تا مزد سارق لجام را بدهد، از مسجد خارج شد اما دید مرکب، بدون لجام است. حضرت سوار شد و دو درهم را به غلامش داد تا برای آن مرکب لجامی بخرد. غلام به بازار آمد و همان لجام را در دست مردی دید. معلوم شد که دزد آن را به دو درهم به آن شخص فروخته و رفته است. غلام این جریان را به حضرت گزارش داد. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «إنّ الْعَبْدَ لِیُحْرِمُ نَفْسَهَ الرّزقَ الحَلالَ بِتَرکِ الصَّبْرِ وَ لاِیَزُدادُ عَلی ما قُدِّرَ لَهُ؛ جز این نیست که بنده به سبب صبر نکردن و شتاب زدگی، رزق حلال را بر خود حرام میکند؛ در حالی که بیش از آنچه مقدّرش بوده، به دست نمیآورد». (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج3، ص160) گاهی بر اثر چشمپوشی از مال حرام، چندین برابر آن از حلال به او خواهد رسید.
بله


















