در نخستین سالهای جنگ جهانی دوم، خانوادهای برای در امان ماندن از آتش جنگ به روستایی کوچک رفتهاند تا اینکه کشف نامههایی پر رمز و راز، همه چیز را برای همیشه تغییر میدهد. کتاب نامههایی از فانوس دریایی نوشتهی اما کرول روایت پر هیجان این نامهها است. این کتاب برندهی جایزهی کتاب لیدز شده است.
دربارهی کتاب نامههایی از فانوس دریایی
اما کرول (Emaa Carroll) در کتاب نامههایی از فانوس دریایی (Letters From The Lighthouse) روایتی از یک خانواده انگلیسی را به تصویر میکشد که با ماجرایی عجیب درگیر میشوند.
داستان از این قرار اس که الیو به همراه خواهر بزرگش سوکی، برادر کوچکترش کلیف و مادرش، در اولین سالهای جنگ جهانی دوم در انگلستان زندگی میکنند. پدرشان در جنگ کشته شده و این اتفاق مادر خانواده را افسرده کرده است.
همه چیز از انفجار یک بمب شروع میشود. در نخستین روزهای حملهی آلمان به انگلستان، شبی که اعضای خانواده در خانه جمع شدهاند، سوکی پیشنهاد تماشای یک فیلم در سینما را میدهد. همگی این پیشنهاد را میپذیرند. وقتی در سالن سینما نشستهاند، سوکی برای چند دقیقهای از آنها جدا میشود، اما پس از اینکه او از سالن بیرون میرود، آژیر هشدار برای خروج از سینما به صدا در میآید و همه از سالن بیرون میروند. الیو یک لحظه خواهرش را میبیند اما درست چند ثانیه بعد بمب منفجر میشود و دیگر هیچ خبری از سوکی نیست.
چند ماه بعد، در فوریهی 1941، مادر خانواده، بچهها را به ساحل دوون میفرستد. جایی که دور از هیاهوی جنگ، زندگی آرامی داشته باشند، مدرسه بروند و راحتتر تفریح کنند. در اولین روزهای این سفر، الیو در جیب کتی که از خواهرش به جا مانده بود، نامههایی رمزنگاری شده پیدا میکند که نشان میدهد سوکی با این منطقه در مکاتبه بوده است.
کرول در این کتاب، با یک روایت تاریخی پر پیچ و خم، ما را در هزارتویی هیجنانگیز رها میکند که برای بیرون آمدن از آن باید حواسمان به رمزها و کدهای درون نامهها باشد.
جوایز و افتخارات کتاب نامههایی از فانوس دریایی
- برندهی جایزهی کتاب لیدز در سال 2018
- برندهی جایزهی کتاب سال از جشنوارهی Books Are My Bag Readers در سال 2017
کتاب نامههایی از فانوس دریایی برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان و تمام علاقهمندان به ادبیات کودک و نوجوان از خواندن این داستان جذاب لذت فراوانی خواهند برد.
با اما کرول بیشتر آشنا شویم
اما کرول نویسندهی 52 سالهی اهل انگلستان است. او تا پیش از آنکه شغل حرفهایاش نویسندگی باشد، معلم مدارس پایهی متوسطه بوده اما سالهاست که به طور تماموقت مینویسد. او بیش از بیست رمان در حوزهی ادبیات کودک منتشر کرده است که برندهی جایزههای فراوانی هم شدهاند. کرول دانشآموختهی رشتهی نویسندگی برای جوانان از دانشگاه باث انگلیس است.
در بخشی از کتاب نامههایی از فانوس دریایی میخوانیم
خانم هندرسون که دید ما در تاریکی خیابان راه افتادیم، دنبالمان دوید. به کمک هم، خیلی زود خانهی کویینی را پیدا کردیم که تقریباً وسطهای خیابان اصلی بود. همانطوری که گلوریا پیشبینی کرده بود، از اینجا میشد فانوس دریایی یا همانقدری از آن را که در تاریکی معلوم بود، به خوبی دید.
خانم هندرسون در میان صدای باد فریاد زد: «همینجاست. پستخانه.»
بخش پستخانه، تکپنجرهای با کرکرههای بسته بود که جلوتر از دیگر بخشهای ساختمان قرار داشت. بقیهی خانه رو به آسمان سر به فلک کشیده بود. با آن پلههای پهن که به در ورودی بزرگش ختم میشدند، به نظر میرسید ساختمان مهمی بود. دهانم از بزرگی در باز مانده بود.
«وای!» نفس کلیف بند آمد. «خیلی بزرگه!»
من که از سرما و خستگی و اندک هیجان باقیمانده در وجودم میلرزیدم، دستم را دور بازویش انداختم. «معرکهست، نه؟» بیصبرانه منتظر بودم ببینم داخلش چه شکلی است.
ولی بعد از سه ضربهی محکم بر در، باز هم خبری از کویینی نشد.
خانم هندرسون آزردهخاطر و زیر لب گفت: «رفته پایین توی زیرزمین، صدامون رو نمیشنوه. اولیو، لطفاً بزن به شیشه.» و به سمت چپ پلهها اشاره کرد که پنجرهی زیرزمین پشت انبوه پیچکها و پردههای ضخیم چندلایه پنهان بود.
بله























