کتاب موسیقی قتل نوشتۀ پروانه یارمحمدی، داستان چند دختر جوان را به تصویر میکشد که سوار بر یک قطار عازم سفر هستند و به شیطنت، آواز و رقص میپردازند؛ در این میان اتفاقی ناگوار برای یکی از آنها میافتد که سرنوشتشان را تغییر میدهد.
کتاب موسیقی قتل برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای اجتماعی و پلیسی علاقهمند هستید، این داستان را بخوانید.
در بخشی از کتاب موسیقی قتل میخوانیم:
پرویز انگشتهایش را باز کرد و زد روی پیشانیش. حسین دخترک را تو هوا قاپید و دستی روی سر دخترک کشید.
- باید به پلیس خبر بدیم. باید...
پرویز آرام گفت:
- «هیچ کس نباید موضوع رو بفهمه.»
صورت حسین قرمز شد.
- نازنین بیگناهه. این قضیه بو داره.
پرویز جستی زد و یقۀ حسین را گرفت:
- «به تو چه بچه فکلی. خفه شو.»
مشتی حوالۀ صورت حسین کرد. مردها به زور آنها را از هم جدا کردند. محمد گفت:
- «حسین آقا، نازنین به شما ربطی نداره. کی اون میشی؟»
حسین نگاهی به جماعت کرد و به طرف در رفت. پرویز جلوی در ایستاد. چیزی از جیبش بیرون آورد.
- باید به این قرآن قسم بخوردید که ماجرای نازنین رو به احدالناسی نگین. اگه کسی بگه خودم میکشمش.
پرویز تیغ را روی دستش کشید و خون از دستش شتک زد. همه سر تکان دادند. پرویز نعره کشید.
- نازنین تو خواب سکته کرده. خرفهم شدین؟ نازنین رو شب به روستایی میبریم و خاک میکنیم. کسی حق اومدن نداره.
بله


















