کتاب هوش هیجانی (EQ) و مدیران کارآمد نوشتهی علی اصغر اسکندری نسب و حمید اسکندری نسب، رابطهی هوش هیجانی و تأثیر آن را بر روی ویژگیهای شخصیتی مدیران مدارس استان کرمان در سال 1394 مورد بررسی قرار میدهد.
یکی از ویژگیهایی که امروزه سازمانها در استخدام افراد به آن توجه میکنند، توانایی افراد در مدیریت احساسات خود و دیگران است. افرادی که قادرند احساسات خود را مدیریت کنند در سازمانها دوام بیشتری میآورند و سازمان هم جهت ترک کارکنان خود متحمل هزینههای زیادی نمیشود.
معمولا سازمانها برای استخدام میزان هوش هیجانی داوطلبان را میسنجند و کسانی را برمیگزینند که بر خود کنترل داشته و توانایی مدیریت احساساتشان را دارند. این امر منجر به بهبود روابط اجتماعی بین افراد و برقراری ارتباط موثر بین کارکنان خواهد شد.
همچنین هوش هیجانی در مدیران هم بسیار حائز اهمیت است. اگر فردی دارای معتبرترین مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه هم باشد و بهترین دورههای آموزشی را نیز طی نماید، اما هوش هیجانی بالایی نداشته باشد، هرگز مدیر عالی نخواهد بود. رهبران بزرگ از طریق عواطفشان فعالیت میکنند. شعور عاطفی بالا منجر میشود که به احساسات خود و دیگران توجه کنیم و به صورت صحیح به آنها پاسخ دهیم.
اگر مدیریت آموزشی بتواند انگیزهها و جذابیتهای لازم را در محیط کار آموزشی به وجود آورد؛ بسیاری از معلمان با رغبت بیشتری به آموزش خواهند پرداخت و این باعث اثربخشی بیشتر مدارس خواهد شد.
هوش هیجانی یا EQ چیست؟
هوش هیجانی ابزاری است که به روانشناسان این امکان را میدهد تا بتوانند میزان کنترل افراد را بر هیجانات خود و واکنش به احساسات دیگران مورد بررسی قرار دهند. کسانی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند مهارتهای ضروری مانند مدیریت حل اختلاف، درک و پاسخ به نیازهای دیگران و کنترل بر هیجانات خود را دارند و در پیشرفت زندگی خود از آنها استفاده میکنند.
در بخشی از کتاب هوش هیجانی (EQ) و مدیران کارآمد میخوانیم:
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامهریزی سازماندهی بسیج منابع و امکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد. واقعا باید گفت؛ که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟ دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگر را ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته میشود علم مدیریت است و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون میشود هنر مدیریت مینامند.
بله

















