کریس سالت در کتاب تک گوییهای کلاسیک برای زنان، چهل مونولوگ از نمایشنامههای مختلف و از زبان شخصیتهای گوناگون گردآوری کرده و شما را برای چگونگی اجرای بهتر این تکگوییها راهنمایی میکند.
دربارۀ کتاب تک گوییهای کلاسیک برای زنان:
کتاب تکگوییهای کلاسیک برای زنان (The Methuen book of classical monologues for women) گلچینی از متون کلاسیک از آیسخولوس تا چخوف است. حتی اگر آزمون بازیگری پیش رو ندارید، تحقیق در مورد یک نمایشنامه و آموختن یک گفتار تئاتری، تجربهای ارزشمند است. این قطعات را مرتب تمرین کنید تا وقتی تلفن زنگ میزند به چهکنم چهکنم نیفتید. این کار ذهن شما را فعال نگه میدارد و زمینه را برای بروز خلاقیتتان فراهم میکند.
کریس سالت (Chrys Salt) تلاش کرده که در مورد پیشزمینه، بافت، تفسیر و رویکرد، چند توصیه و راهنمایی کند تا به شما سرنخهایی پنهان در باب زبان، ساختار یا نحو بدهد. توضیحات صحنه را جایی که به نظر بجا و مناسب میآیند آورده است. گاهی هم تمام یک گفتار طولانی را آورده، بنابراین شما میتوانید «ستون فقرات» متن را ببینید و بعد خودتان آن را قطعهقطعه کنید و گاهی نیز در موارد کمی، در جایی که با حذف طرف گفتوگو، جریان فکر را در آن قطعه میشد حفظ کرد، گفتارها را به هم متصل کرده است.
کتاب تکگوییهای کلاسیک برای زنان مجموعهای از چهل مونولوگ حیرتانگیز کلاسیک برای بازیگران است که از نمایشنامههای برجستۀ نمایشنامهنویسان مشهوری از کشورها و زمانهای متفاوت، همچون آنتوان چخوف، اوریپید، بن جانسون، مولیر، آیسخولوس، ویلیام شکسپیر، آلفرد دو موسه، کالدرون د لا بارکا، گوگول، کارلوگولدوینی، ویکتور هوگو، پییر ماریوو، هنریک ایبسن و ... جمعآوری شده است.
ابن کتاب منبعی بسیار باارزش جهت استفاده در کلاسها، آزمونهای بازیگری، مسابقات و تمرینهای تئاتر به شمار میآید. این اثر شامل انواع گوناگونی از مونولوگها چه جدی و چه خندهدار است که بازیگرانی با تواناییهای متفاوت از جمله تازهکار، حرفهای و دانشجو را با تستهای سخت و پرجنبوجوشی روبهرو میکند.
کریس سالت با توضیحاتی که در اول هر مونولوگ ارائه داده، آن مونولوگ را در بستر نمایشنامهای که از آن برگرفته شده، میگذارد و فهم دقیقتر آن را برای شما ممکن میسازد و پیشنهادهایی برای اجرای آن میدهد.
دربارۀ مجموعه نمایشنامههای بیدگل:
مجموعه نمایشنامههای بیدگل، مجموعهای خاص و ویژه از نمایشنامههایی است که یا تاکنون به فارسی ترجمه نشدهاند و یا ترجمۀ دوبارهای از نمایشنامههایی خواهد بود که از هر لحاظ ترجمۀ دوبارۀ آنها ضروری بود. این مجموعه تا جای ممکن تلاش میکند تا تأکیدش را بیشتر بر خصوصیت اجرایی یک متن نمایشی قرار دهد تا ادبیات آن و از این طریق به نیازهای اجرایی متنهای نمایشی پاسخ دهد.
یکی از هدفهای اساسی این مجموعه معرفی جهانهای متفاوت نمایشی خواهد بود، جهانهایی که تا به حال به روی مخاطبان ایرانی باز نشدهاند یا سیاستهای فرهنگی خاص، جلوی باز شدن آنها را گرفته است. این مجموعه به این دلیل که حداکثر آثار نمایشی را پوشش دهد، به بخشهای کوچکتری مثل کلاسیکها، کلاسیکهای مدرن، آمریکای لاتین، بعد از هزاره، چشمانداز شرق، نمایشنامههایی ایرانی، نمایشنامههای آمریکایی و نمایشنامههای اروپایی تقسیم شده است. جهت درک بهتر و بیشتر مخاطب از دنیای نویسنده و متن او، هر نمایشنامه همراه با یک مقاله یا نقد خواهد بود.
کتاب تک گوییهای کلاسیک برای زنان برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای دانشجویان، هنرجویان و فعالان عرصۀ بازیگری بسیار مفید و سودمند است و نکات خوب فراوانی را به آنان آموزش میدهد.
با کریس سالت بیشتر آشنا شویم:
کریس سالت نویسنده و کارگردان فعال در تئاتر و مدرس رسمی کانون بازیگران لندن محسوب میشود که با بسیاری از بازیگران مطرح، کار کرده است. سالت کتابهای متعددی همچون اثری با عنوان «از پس بازیگری برآیید» را به رشته تحریر درآورده که مورد استقبال بازیگران نیز قرار گرفته است. او گردآورنده و دبیر شش مجموعۀ تکگویی نیز محسوب میشود. همچنین نمایشنامههایی را برای صحنه و رادیو به نگارش درآورده و در حوزۀ فیلم مستند و شعر نیز فعالیت داشته است.
در بخشی از کتاب تک گوییهای کلاسیک برای زنان میخوانیم:
نمایشنامه با ایزد آپولو آغاز میشود که به تماشاگران میگوید به چه نحو با دنیای زیرین به توافق رسیده است تا زندگی آدمت به او بازگردانده شود، البته اگر کسی دیگر به جای او بمیرد. تنها داوطلب، زن جوان زیبا و وفادار او، آلسست است. پدر و مادر آدمت که آدمت امید داشت داوطلب این کار شوند، از این کار سر باز زدهاند. تانتوس، پیک مرگ که از سوی هادس آمده است، آمده قربانیاش را ببرد. تمام خانه به عزا نشستهاند. آلسست تن شسته و رختِ کفن و دفن پوشیده است. با فرزندان نوسالش وداع کرده و پیش از آن در سکرات موت و احتضار با یاری ندیمههای غصهدارش آمده با شوهرش وداع گوید.
آلسست، ملکۀ جوان، بخشنده و بی غل و غشی است که همه به او برای مهربانی، بلندنظری و نرمشاش عشق میورزند. او مادری خوب و همسری با محبت است. او عشقش را نه با گفتارش هرگز به کلمۀ «عشق» اشاره نمیشود بلکه با از خود گذشتگی ابراز مینماید. این گفتار به بیتهای همقافیه، که به زیبایی موزون شدهاند، ترجمه شده است که به کلام آلسست، سادگی تأثیرگذاری میبخشد. بدگویی متقابلی در میان نیست. مردن عوضِ شوهرش کار درست و شایستهای است. اینکه فرزندانش را بیپدر بگذارد، برایش غیرقابل تصور است. تمام فکر و ذکر آلسست خیر و آسایش خانوادهاش است. او پیش از مرگ تنها یک تقاضا دارد و آن این است که آدمت کس دیگری را به زنی نگیرد چون از این ترس دارد که با فرزندانش بدرفتاری کنند و وقتی دختر کوچکش ازدواج میکند، به دلبستگیهای او توجه نشود. او از طریق این فرزند که بر جای میگذارد، علایقش را با ملایمت به آدمت میگوید. این برای شوهر و خانواده وداعی جان سوز است و چون سرنوشتش را آرام و بیچونوچرا میپذیرد، تأثرآورتر است.
اما این داستانی با پایان خوش است. وقتی هراکلس پهلوان پی میبرد چه اتفاقی افتاده، با شتاب به سردابی میرود که آلسست در آن دفن شده است. او پس از نبرد با خود مرگ، آلسست را از او پس میگیرد و نزد آدمت، که تنبیه شده است و از شادی در پوست خود نمیگنجد، بازمیگرداند.
بله


























