کتاب آن سوی آبگینه به قلم سجاد برزگرجوینانی در قالب مجموعه اشعاری زیبا و شگفتانگیز به شما کمک خواهد کرد تا در جنگ همیشگی میان خیر و شر پیروز باشید.
اکنون صدای طبلهای جنگی بلند است که نوای رعب آور آن، از پشت دروازههای آسمان اول تا عمق غارهای عمیقِ مدفون در دل زمین، مستمر به گوش میرسد. فتنهای که امروز بشریت با آن دست و پنجه نرم میکند شاید چهارمین فتنهی هشدار داده شده توسط حضرت امیرالمؤمنین (ع)، در مورد آخرالزمان باشد.
شک و دو دلی، فراموشی، آینده هراسی، فرد گرایی، دزدیده شدن افکار، یأس و افسردگی، وسواسهای فکری و رفتاری، خودخوری، از دست دادن انگیزه، از دست دادن اختیار، از دست رفتن روزی، خیانت به هم نوع، عصبانیتهای بیدلیل، اتفاقهای غیر قابل کنترل، بحثهای بدون نتیجه، از بین رفتن اهداف، انزوا و گوشه نشینی، دین ستیزی، توهین به مقدسات، غم و اندوه بسیار و... میراث جنگی است که خائنانِ به شرافت، به دور از عدالت، برای قربانیان بیخبر خود به ارمغان میآورند.
جنگی که امروز در کشمکش اندیشهها، عادات، عقیدهها و یقینها بین دو گونه جاری است تا جنگ نهایی بین خیر و شر در آخرالزمان ادامه خواهد یافت، به امید آنکه بتوانیم در این جنگ، روح خویش را از آسیبهای متجاوزان به افکار بزدائیم.
در بخشی از کتاب آن سوی آبگینه میخوانیم:
در فکرِ نور بودم ناگه طنینی از دور
فریاد زد که برگرد، ای آفریدهی کور
لرزید تاروپودم، ترسیدم از صدایش
من رو به سایه کردم تا بشنوم ندایش
از قلبِ سایهها گشت نقشی عجیب پیدا
دیدم که دیوی از آن یک لحظه شد هُوِیدا
پَست و ضعیف گردید اعضایِ جسم و جانم
احساس کردم آنجا، بیحس شده زبانم
محصور گشتم آسان، در یک حباب و هسته
مهمانِ دیو بودم، در آن فضایِ بسته
لُکنت گرفتم از ترس، در آن هوای پُر سوت
میکرد جسم آن دیو، من را به جاذبه، شوت
بله

















