کتاب برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی توسعه قهرمانی نوشتهی مجید سلیمانی، علی خجسته و سهیلا اینانلو، به چگونگی برنامهریزی راهبردی در عرصه ورزش میپردازد و به شما کمک میکند نگاهی حرفهای و موشکافانه به ورزش داشته باشید و آن را متفاوتتر از همیشه بررسی کنید.
امروزه که جهان با سرعت بسیار زیادی در حال تحول و تغییر است، دیگر نمیتوان به یکباره تصمیمگیریهایی مبتنی بر قضاوتهای شهودی و تجربی انجام داد. در دنیای امروز سازمانهایی موفق عمل میکنند که بتوانند از دانش و مدیریت استراتژیک بهرهمند شوند.
اکنون سازمانهای ورزشی مانند ادارههای کل ورزش و جوانان استانها همچون سازمانهای غیرورزشی دچار تغییر و تحولات محیطی میشوند، از این رو سازمانها ناچارند پیوسته نظارهگر رخدادهای خارجی و داخلی باشند تا بتوانند در زمان مناسب و در صورت لزوم خود را با تغییرات هماهنگ سازند.
اجرای طرحهای راهبردی یکی از واجبات هر سازمان و تشکیلاتی است، اداره کل ورزش و جوانان نیز شامل همین قاعده است، بنابراین به یک استراتژی برای پیشرفت و توسعه نیاز دارد. به همین دلیل تمامی سازمانها ناچارند که عهدهدار مدیریت راهبرد باشند. برخی اوقات راهبردها از جایگاه قدرت تعریف میشوند و گاهی نیز برای غلبه بر مسائل بروز میکنند.
ورزش در تمام مراحل زندگی دارای اهمیت بسیاری است و باعث میشود افراد برای سپری کردن زمان فراغت خود مکان مناسبی را در اختیار داشته باشند و در تأمین سلامت جسمی و روحی آنان تأثیر فراوانی دارد. موارد زیادی از آثار نامناسب محیط اجتماعی، اقتصادی، وضع خانوادگی، وراثت و همانند آنها با بهرهمندی از ورزش میتواند کاهش پیدا کند و یا حتی به صورت کامل از بین برود.
خواندن کتاب برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی توسعه قهرمانی به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب برای ورزشکاران حرفهای، مربیان و مسئولین ورزشی بسیار سودمند و مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی توسعه قهرمانی میخوانیم:
از موارد قابل ملاحظه در فرایند برنامهریزی، طرحهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت میباشند. بهطورکلی، طرحهای کوتاهمدت به دوره یکماهه یا کمتر از آن گفته میشود و طرحهای میانمدت به دوره یکساله و طرحهای بلندمدت به دوره یک تا چهار ساله اطلاق میگردد.
طرحهای کوتاهمدت عبارتاند از: برنامه تمرینات ماهانه، طرحهای هفتگی و طرحهای تمرینی روزانه، طرحهای میانمدت شامل برنامه سالیانه مسابقات و تمرینات و برنامهریزی تمرینات و تهیه بودجه لازم برای سال مالی جاری است. شما میتوانید طرحهای تکامل و بهبود هر ورزشکار یا تمام اعضای تیم را به طرحهای بلندمدت سال جاری متصل نمایید.
به عنوان مثال در تمرینات دوومیدانی، شما میتوانید تمرینات دویدن طولانی را کاهش دهید و به جای آن میزان مسابقات سالیانه را افزایش دهید. در ادامه این مثال میتوان گفت که طرحهای بلندمدت به پیشرفت و رشد هر ورزشکار تا حد نهایی توانایی و استعدادهای او در مناسبترین زمان تلقی میشود. با این وجود، پیشرفت و ترقی طرحهای بلندمدت به سالها مقدمات اولیه تدارکاتی نیاز دارد.
در نگاه اول ممکن است اینگونه احساس یا تصور شود که طرحهای میانمدت و بلندمدت میتواند استعداد و قابلیت ورزشکار و مربی را افزایش دهد؛ اما در سطح زیر بناییتر، همه مربیان میباید طرحهای میانمدت و بلندمدت خود را توسعه دهند تا اطمینان حاصل نمایند که ورزشکاران به شرکت و ادامه تمرینات خود متعهد هستند و بدین ترتیب آمادگی خود را حفظ میکنند. این هدفها هم برای ورزشکاران نخبه و هم ورزشکاران معمولی مناسب و باارزش است.
اگر شما بهعنوان یک مربی آنی و فوری عنایت دارید، پیشرفت و توسعه مهارتهای زیربنایی را فدای کسب نتایج کوتاهمدت خواهید نمود و در تحلیل نهایی، هم ورزشکار قادر نیست در دورههای کوتاهمدت استعدادهای بالقوه خود را به فعل درآورد و هم شما نمیتوانید اثربخشی و شایستگی خود را بهعنوان یک مربی به اثبات برسانید. به بیان دیگر، سطحی نگریستن به امور، یعنی اینکه چنانچه بخواهید ورزشکاران را با سرعت زیاد و در مسیر طولانی در مدتی کوتاه هدایت نمایید، همچنین میتواند به خطر افزایش افت ورزشکار بیانجامد. بهطور خلاصه، پیشرفت و توسعه طرحهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت و میتواند در بالا بردن اثربخشی و شایستگی کلی شما برای مربیگری از اهمیت ویژهای برخوردار باشد. لذا در این ارتباط صرفاً مربیانی که از هر سه نوع این طرحها در زمینه مربیگری خود استفاده میکنند، میتوانند ورزشکاران خود را به حداکثر توانایی و ظرفیت خود برسانند.
بله



















