حیدر شجاعی در کتاب تفسیر عرفانی - فلسفی قرآن مبین در آثار حکیم بوعلی سینا، نظرات این طبیب و دانشمند بزرگ در مورد برخی از آیات قرآن را از میان آثارش جمعآوری نموده و بر حسب تسلسل آیات، در اختیار علاقهمندان قرار داده است.
حکیم بوعلی سینا همچون غزّالی مفسّر نبود و به تعبیر استاد مرتضی مطهری فنّ وی تفسیر نبوده. اما در مورد بعضی از آیات چنان عمیق اندیشیده که توانسته نظراتش را با زبان فلسفه بیان کند و به نقد آنها بپردازد.
یکی از فواید فلسفه آن است که انسان را در خودشناسی و هستیشناسی یاری میدهد. فیلسوفی بزرگ همچون بوعلی سینا بیشتر از هر چیز دیگری روی قوّۀ عاقله و عقل فعّال تکیه میکرد و به عبارتی معتقد بود که جوهر انسان قوّۀ عاقلۀ اوست و کمال انسان نیز در گرو همین قوّۀ عاقله بوده که او را به سعادت میرساند.
در بخشی از کتاب تفسیر عرفانی - فلسفی قرآن مبین در آثار حکیم بوعلی سینا میخوانیم:
ابن سینا نه فقط در پزشکی با سحر و جادوگری مخالف بود بلکه به طور کلّی آن را در هر مورد بدون اثر و جزء خرافات میدانست. با این حال نظر او دربارۀ سحر و جادو چنین بود. میگوید: بدان که ایجاد وقایع و اظهار غرائب و عجایب اگر به مجرد تأثیر نفسانی شد، آن را سِحر گویند؛ و اگر با استعانت قوای فلکی و نفوس سماوی باشد، آن را علم دعوت الکواکب خوانند؛ و اگر بر سبیل ممازجت و معاونت قوای سمائی و ارضی هر دو شد، آن را علم طلسمات گویند؛ و اگر از راه استعانت به خواص طبایع باشد بر سه قسم منقسم میشود به جهت آن که اگر به خواندن کلمات و الفاظ فقط اکتفا شود، آن را علم الخواص گویند؛ و اگر الفاظ را به قید کتاب درآورند، آن را علم نیرنجات نام نهند.
و اگر خواندن کلمات مقارن با حرکات و افعال باشد، آن را رقی گویند. و هرگاه بر سبیل استعانت به ارواح ساذجه باشد، آن عزائم است؛ و اگر آن ارواح را در قالب مثالی حاضر کنند آن را علم تسخیر جن گویند. اما خبر دادن از گذشته و آینده، علم کهانت است. بدان که سحر بر سه قسم است.
دو قسم از آن داخل است در تحت تأثیر نفسانی در نفسانی؛ و یک قسم در تحت تأثیر جسمانی در نفسانی. صنف اول مثال تأثیر کردن آن نفوسی که تقویت نمودهاند قوۀ واهمه و خیال خود را نسبت به کسانی که در دو قوۀ مذکور ضعیف و ناتوان هستند همچون اطفال و مردمان ابله که هنوز قوۀ عقلیه خود را بر قوۀ واهمه و خیالی مستولی نگردانیده و آنها را مغلوب و مقهور قوۀ عقلانی ننمودهاند. این اشخاص به واسطۀ ضعف نفس مقهور آنان واقع میشوند به طوری که چیز ساکن را متحرّک میبینند و چیز متحرّک را ساکن و امور خیالیه را موجود خارجی تصوّر میکنند و چیزهای موهوم را از امور واقعی میپندارند.
بله






















