



کتاب خاطره آن تابستان داغ
برای شنیدن کتاب خاطره آن تابستان داغ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب خاطره آن تابستان داغ
کتاب خاطره آن تابستان داغ رمانی هیجانانگیز با درونمایهای عاشقانه از سارا هدایت است؛ داستان دختری به نام الهه که برای رسیدن به خواستگار مورد علاقهاش باید سختیهای زیادی را پشت سر بگذارد.
الهه در یک روز تابستانی و سوزان تصمیم میگیرد تغییر و تحول مهم و اساسی در زندگیاش ایجاد کند اما اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد که جز خودش هیچکس نمیتواند او را از این شرایط دردناک نجات دهد ...
در بخشی از کتاب خاطره آن تابستان داغ میخوانیم:
دو روز از آن اتفاق گذشته بود و من در خانه سخت مشغول درس خواندن بودم. قرار بود پریسا عصر به منزل ما بیاید و تا نیمه شب به اتفاق درس بخوانیم. ناهار بعد از ظهر را خوردم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم تا برای بیدار ماندن شب و درس خواندن به مشکل برنخورم. به اتاق خوابم رفتم و روی تخت دراز کشیدم و سعی کردم افکارم را نظم و ترتیب بدهم. در این سازماندهی افکار، گاهی نیز سیروس میآمد و میرفت. پلکهایم آرام آرام داشت سنگین میشد و خواب نیز با ملایمت من را در آغوش گرفته بود که صدای فریاد بلندی که از خیابان آمد این حس آرام را از من گرفت. بیدرنگ به کنار پنجره رفتم و صحنهی عجیبی دیدم. سیروس را دیدم که با یک راکب موتور سوار مشغول درگیری است و زنی هم نزدیک آنها ایستاده و شیون میکند و با فریادهایی بلند و گنگ مردم را صدا میزند.
نمیدانستم در چنین موقعیتی باید چه عکسالعملی نشان میدادم. اما نیروی ناپیدایی من را به سمت در خروجی کشاند تا با باز کردن در وارد خیابان شوم. در را باز کردم و همان جا جلوی در خشکم زد. سیروس را دیدم که با صورتی زخمی و دستی آغشته به خون، کیف دستی زنانهای را به آن زن تحویل میدهد. ظاهراً موتور سوار کیف قاپی بوده که از غفلت آن زن استفاده کرده و در یک لحظه آن کیف را از دستش زده بود. اما از بخت خوش آن زن، و در همان لحظه، سیروس همچون یک سوپرمن از راه رسیده بود و با حمله به موتور سوار و با یک درگیری کوتاه اما همراه با خونریزی، کیف را از چنگ سارق موتور سوار گرفته بود و تا آمده بود به خود بیاید، موتور سوار از محل حادثه گریخته بود؛ در این بین فقط دست و صورت سیروس مجروح شده بود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب خاطره آن تابستان داغ |
| نویسنده | سارا هدایت |
| ناشر چاپی | انتشارات آریا گهر |
| سال انتشار | ۱۳۹۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 228 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-7632-06-2 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۵۰,۴۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
بله















