جلد کتاب کتاب خاطره آن تابستان داغپشت جلد کتاب کتاب خاطره آن تابستان داغ
۵۰,۴۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب خاطره آن تابستان داغپشت جلد کتاب کتاب خاطره آن تابستان داغ

کتاب خاطره آن تابستان داغ

کتاب الکترونیک
228 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب خاطره آن تابستان داغ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب خاطره آن تابستان داغ

کتاب خاطره آن تابستان داغ رمانی هیجان‌انگیز با درون‌مایه‌ای عاشقانه از سارا هدایت است؛ داستان دختری به نام الهه که برای رسیدن به خواستگار مورد علاقه‌اش باید سختی‌های زیادی را پشت سر بگذارد.

الهه در یک روز تابستانی و سوزان تصمیم می‌گیرد تغییر و تحول مهم و اساسی در زندگی‌اش ایجاد کند اما اتفاقات غیرمنتظره‌‌ای رخ می‌دهد که جز خودش هیچ‌کس نمی‌تواند او را از این شرایط دردناک نجات دهد ...

در بخشی از کتاب خاطره آن تابستان داغ می‌خوانیم:

دو روز از آن اتفاق گذشته بود و من در خانه سخت مشغول درس خواندن بودم. قرار بود پریسا عصر به منزل ما بیاید و تا نیمه شب به اتفاق درس بخوانیم. ناهار بعد از ظهر را خوردم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم تا برای بیدار ماندن شب و درس خواندن به مشکل برنخورم. به اتاق خوابم رفتم و روی تخت دراز کشیدم و سعی کردم افکارم را نظم و ترتیب بدهم. در این سازمان‌دهی افکار، گاهی نیز سیروس می‌آمد و می‌رفت. پلک‌هایم آرام‌ آرام داشت سنگین می‌شد و خواب نیز با ملایمت من را در آغوش گرفته بود که صدای فریاد بلندی که از خیابان آمد این حس آرام را از من گرفت. بی‌درنگ به کنار پنجره رفتم و صحنه‌ی عجیبی دیدم. سیروس را دیدم که با یک راکب موتور سوار مشغول درگیری است و زنی هم نزدیک آن‌ها ایستاده و شیون می‌کند و با فریادهایی بلند و گنگ مردم را صدا می‌زند.

نمی‌دانستم در چنین موقعیتی باید چه عکس‌العملی نشان می‌دادم. اما نیروی ناپیدایی من را به سمت در خروجی کشاند تا با باز کردن در وارد خیابان شوم. در را باز کردم و همان جا جلوی در خشکم زد. سیروس را دیدم که با صورتی زخمی و دستی آغشته به خون، کیف دستی زنانه‌ای را به آن زن تحویل می‌دهد. ظاهراً موتور سوار کیف قاپی بوده که از غفلت آن زن استفاده کرده و در یک لحظه آن کیف را از دستش زده بود. اما از بخت خوش آن زن، و در همان لحظه، سیروس همچون یک سوپرمن از راه رسیده بود و با حمله به موتور سوار و با یک درگیری کوتاه اما همراه با خونریزی، کیف را از چنگ سارق موتور سوار گرفته بود و تا آمده بود به خود بیاید، موتور سوار از محل حادثه گریخته بود؛ در این بین فقط دست و صورت سیروس مجروح شده بود.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب خاطره آن تابستان داغ
نویسندهسارا هدایت
ناشر چاپیانتشارات آریا گهر
سال انتشار۱۳۹۳
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات228
زبانفارسی
شابک978-600-7632-06-2
قیمت کتاب الکترونیک
۵۰,۴۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب خاطره آن تابستان داغ بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات آریا گهر در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب خاطره آن تابستان داغ

رقیه سلیمی
۱۴۰۲/۰۵/۰۵
کتاب خوبی بود زیاد هیجان و بالا پایین نداشت ولی تونسته بود خواننده را جذب کند توکل به خدا بهترین راه رسیدن به آرزوها و مبارزه با مشکلات هستش از حماقت کردن خوشم نمیاد دوست دارم همه چی رو راحت بگم تا مخفی کاری کنم و کارو سختر کنم ارزش خوندن رو داره برای یکباربخونیدش حتما
مجید رفیع پور
۱۴۰۴/۰۷/۰۲
سلام و درود. داستان خوبی بود هرچند باور کردنش یکم سخته. خانم هدایت برای طولانی کردن داستان خیلی زحمت کشید ولی فکر کنم نتوانست داستان رو جذاب و خواننده رو درگیر کنه.
شهین سهیلی
۱۴۰۱/۱۰/۲۰
در کل کتاب بدی نبود ولی داستانش میشه گفت یکم تکراری بود، از لحاظ اینکه مثل خیلی داستانای ایرانی مشکلات و سختی‌های زیادی سر راه شخصیت داستان قرار میگیره، ارزش یکبار خواندنو داره.
Maryam N
۱۳۹۹/۰۲/۱۱
جالب بود پیشنهادمیکنم بخونید ادم برای رسیدن به عشق واقعی هرکاری لازمه بایدانجام بده وپاپس نکشه.
خاتون
۱۴۰۱/۱۰/۰۷
یه خورده کلیشه‌ای بود ولی در کل قشنگ بود، بخونیدش حتما
Azadeh Akbari
۱۴۰۰/۰۱/۰۲
ی خرده کلیشه‌ای بود خوشم نیامد
ادامه نقد و نظرات کتاب خاطره آن تابستان داغ...
👋 سوالی دارید؟