کتاب عقیق سرخ نوشتهی آرمین صفاییان، به بیان علوم قرآنی و دینی همچون مبدأ آفرینش، انبیأ و قوانین الهی، شکلگیری انسان، آفرینش هستی، حرکت انتقالی زمین و... میپردازد.
قرآن، چکیدهای از حقیقتی است که هزار و چهار صدسال قبل بر پیامبر خاتم نازل گردید. کتابی عاشقانه و عاقلانه. به راستی کدام نامه عاشقانهای زیباتر از نامه عاشقانه معشوق به عاشق و کدام علم عاقلانهتر از علمی است که خالق به مخلوق میآموزد؟
اکنون که در قرن بیست و یکم به سر میبرید، افرادی با استفاده از فضای حقیقی و مجازی، مخالفت خود را به صورت علمی بیان میکنند و علم را پیشتاز از دین میخوانند. غافل از اینکه علم، حقیقی در قرآن است.
به بیانی دیگر، آنچه را که دانشمندان قرن بیست و یکم علم میدانند، هزار و چهارصد سال پیش بر شما نازل شده است و امروز در قرن نوین، راحتتر و آسانتر از قرون پیش، میتوان کلام خداوند را اثبات کرد. اگر در قرون گذشته، تورات و انجیل را با ترس و جهل اثبات میکردند، شما امروز قرآن را با کلامش اثبات میکنید؛ که پیشتاز از دانش بشر است.
در هیاهوی مشکلات دنیای صنعتی، امروز جهان و جهانیان به شکل فجیعی در حال فرورفتگی هستند. صدای اخبار قتل، خودکشی، جنگ، گرسنگی و ترور، سکوت لحظههایتان را شکسته و شما بدون اقدامی به زندگی خود ادامه میدهید؛ فارغ از اینکه باید سعی کنید تا افکار اسلامی تمام دنیا را احاطه کند؛ تا هر لحظه فردی به خاطر عقایدش کشته نشود یا در گوشهای دیگر از دنیا، مردم بخاطر عقاید متعصبانهشان، یکدیگر را به قتل نرسانند و به یکدیگر آنچنان که شأن یک انسان است، احترام بگذارند.
در بخشی از کتاب عقیق سرخ میخوانیم:
دلایل اثبات وجود خدا که مفهوم محوری ادیان توحیدی است، تأییدی برای حقیقت خود دین هم میباشند؛ زیرا اکثر ادیان برتر مبنایشان بر مفهوم خداست. از زمان ظهور دو دین بزرگ مسیحی و اسلام تلاشهای مختلف در اثبات این دلایل صورت گرفت. از میان این برهانها، مطرحترینشان آنهایی هستند که معروف به هستی شناختی غایت شناختی و جهان شناختی میباشند. کانت یک برهان دیگر بر این مجموع افزوده و آن را برهان اخلاقی خوانده که در میان متأهلان متداول گشت. ولی اخیراً برهان تجربه دینی بیش از همه برهانها مورد پسند متأهلان قرارگرفته.
سه برهان نخست که مثلثی معروف تشکیل میدهند و از سدههای میانه رایج بودهاند که بارها مطرحشده و مورد بحث و فحص قرار گرفتهاند که نیازی به اتلاف وقت در باب آنها نیست. ولی برهان جهان شناختی شایسته توجهی خاص است زیرا پرفسور ساموئل تامپسون اخیراً سعی نموده آن را به صورتی اصلاح شده در کتابش به نام فلسفه نوین دین احیا نماید. برهان جهان شناختی که پروفسور تامپسون قرائتی نو از آن ارائه داده است قابلذکر و تفکر است در این تفسیر که تمامی برهانش مبتنی است بر طبیعت محدث که در جهان و اجزایش وجود دارد و همچنین نیاز به یافتن علتی برای آن.
بله

















