کتاب گذرگاه خیال دربردارندهی نخستین مجموعه اشعار الهه سادات علیدخت است که با مضامینی عاشقانه در قالب غزل سروده شدهاند.
در اهمیت شعر باید گفت: «فرمالیستهای روسی» از شعر تحت عنوان «رستاخیر کلمات» یاد میکنند و چندی پیش از آن نیز شعر را به «رقص کلمات» مانند کرده بودند. نثر، همانند راه رفتن است که در هر صورت دارای هدف و نقطهی پایانی است. حال آنکه شعر همانند رقص است؛ رقص را هیچ نقطهی پایانی نیست و شعر نیز نامحدود و مرز ناپذیر و بیانتهاست؛ از این رو شعر را رقص کلمات مینامند.
«یوهان ولفگانگ گوته» میگوید: «با زبان شعر بهتر میتوان در دلها نفوذ کرد.»
درستی و زیبایی این سخن آنجا نمود پیدا میکند که شعر با هر مضمونی که باشد، از غم و اضطراب و تأثر و هیجان و شادی در هر صورت آرامش و سکون را به روح آدمی میبخشد. از آن رو شاعران همواره کوشیدهاند تا رازهای نهفته در درون خویش را با زبان شعر بازگو کنند چرا که تأثیر آن را بسیار بیشتر از زبان نثر میدانند.
و نیز این سخن «آندره موا» به درستی گویای این مطلب است؛ آنجا که میگوید: «عشق به تجزیه نیازمند نیست؛ بلکه برای بیان آن به شاعر نیاز دارد.»
در بخشی از کتاب گذرگاه خیال میخوانیم:
نعرهی مستانه تویی؛ مستی میخانه تویی
شادی شاهانه تویی؛ نالهی شبگیر منم
سنبل گلخانه تویی؛ گوهر دردانه تویی
خندهی رندانه تویی؛ تیره و دلگیر منم
گنج ملوکانه تویی؛ رحمت کاشانه تویی
عزت مردانه تویی؛ درخور تعمیر منم
عاشق و دیوانه تویی؛ لذت افسانه تویی
بادهی پیمانه تویی؛ بسته به زنجیر منم
رخوت شبانه تویی؛ طلعت صبحانه تویی
زلف سر شانه تویی؛ در ره تو پیر منم...
بله

















