کتاب کتاب شناسی و مأخذیابی بیداری اسلامی نوشته کاظم سام دلیری، به جنبشهای اسلامی در جهان عرب و انقلابهایی موسوم به بهار عربی و تجدید حیات فکری آنان میپردازد.
تقارن بیداری اسلامی با دوره گذار تحول هندسه قدرت جهانی، موجب تمرکز بر این پدیده از هر سو (مخالفان و موافقان) شده و منطقه آسیای جنوب غربی به کانون نزاع قدرتهای جهانی تبدیل گردیده است. با توجه به آثار قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران که موتور محرکه بیداری اسلامی قلمداد میشود، مشوقی برای طرفداران عزت و بزرگی انقلاب اسلامی گردیده تا بیتفاوتی را به کناری نهند و به نقش تاریخی خود عمل نمایند. به موازات موفقیتهای به دست آمده در حوزه میدانی که باعث تغییرات ساختاری و امنیتی در سطح منطقهای شده است جای آن دارد که این تجربیات ارزشمند در حوزه نظر نیز مستند و برای بقا و دوام بیداری اسلامی تئوریزه شود.
در بخشی از کتاب کتابشناسی و مأخذیابی بیداری اسلامی میخوانیم:
امروزه خاورمیانه دستخوش تحولاتی شده است که در سایه آن ما شاهد دگرگونی کلی در منطقه، در قالب خیزشهای مردمی و اسلامی هستیم، این رویدادها سبب شده تا سیاست خارجی کشورهای منطقه، تحت تأثیر این حوادث قرار گیرد و در این میان تعدادی از کشورها در خاورمیانه با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی داخلی خود رفتار منفعلانهای را در قبال این تحولات از خود نشان دهند. عربستان سعودی نمونهای از این کشورهاست که با سیاست خارجی منفعلانه تقابل با انقلابها و ضدیت با بیداری اسلامی کشورهای منطقه، علیالخصوص در تحولات ایجاد شده در بحرین را در دستور کار قرار داده که خواهان دستیابی به اهداف خود از این کانال است. این کشور تحولات بحرین را، به عنوان خط مقدم رستاخیز شیعی در استانهای شرقی خود قلمداد میکند، که حتماً باید شعلههای این موج و گستره بیداری اسلامی با توسل به سرکوب و کشتار شیعیان در بحرین خفه شود، تا از چالش جدی در فضای سیاسی عربستان که همواره شکنندگی آن مشهود بوده، جلوگیری شود.
بله


















