کتاب چهار دهه اقتدار و افتخار نوشتهی محمود عسکری و بهرام اکبری به دستاورهای انقلاب اسلامی در حوزههای گوناگون میپردازد. مطالعهی این کتاب پژوهشی به علاقهمندان به تاریخ معاصر توصیه میشود.
40 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی میگذرد و دیگر زمان آن رسیده تا نتیجهی این اتفاق بزرگ در تاریخ معاصر ایران را بررسی کنیم و مشاهده کنیم که نسبت به دورهی خاندان پهلوی در چه زمینههایی پیشرفت داشته است. کتاب «چهار دهه اقتدار و افتخار» پاسخگوی این نیاز است و انقلاب اسلامی را از ابعاد گوناگون بررسی میکند.
در بخشی از کتاب چهار دهه اقتدار و افتخار میخوانیم:
استقلال فرهنگی به معنی حفظ فرهنگ و ارزشهای جامعه در برابر تهاجم فرهنگ بیگانه است؛ به تعبیر دیگر، عدم وابستگی فکری و ارزشی به کشورهای بیگانه، به ترتیبی که کشور بتواند با افکار، تمایلات و خصیصههای فکری خود زندگی کند. در مقابل آن، وابستگی و خودباختگی فرهنگی است؛ چنان که مردم پیش از انقلاب میپنداشتند از نظر فرهنگی حقیرند و فرهنگ غربی برتری دارد، پس باید پیرو آن باشند. از اینرو، استقلال فرهنگی، همواره از شاخصهای اصلی حرکت انقلاب اسلامی بوده است. امام (ره) فرمود: «اساس کار یک جمهورى اسلامى، تأمین استقلال مملکت و آزادى ملت ما... تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینههاى اقتصادى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و... اصلاحات لازم را به عمل آورد».
بىشک بالاترین و والاترین عنصرى که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسى دارد، فرهنگ است. فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل مىدهد و با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه در ابعاد اقتصادى، سیاسى، صنعتى و نظامى قدرتمند و قوى باشد، پوچ و پوک و میانتهى است».
متأسفانه اسلامزدایی از یک طرف و ترویج فرهنگ غربی از طرف دیگر، از اولویتهای کاری تمام دستگاههای فرهنگی حکومت گذشته بود. رادیو و تلویزیون، تئاتر، سینما، مطبوعات و کتابها همگی مأموریت داشتند فرهنگ و سبک زندگی غربی را جایگزین فرهنگ و سبک زندگی اسلامی کنند.
بله


















