کتاب سایهات را مالک شو به قلم رابرت الکس جانسون، بخش تاریک و نپذیرفتنى خویشتن را به شما معرفی کرده و کمکتان میکند تا بهترین خصوصیات را جایگزین آن کنید.
هر یک از شما برای خودتان مسائلی دارید که دوست ندارید سایر افراد از وجود آن در درون شما آگاهی داشته باشند. رازهایی که اگر برملا شوند، چیزی جز رسوایی به همراه نخواهند داشت. به آن قسمتهایی از وجودتان که تمایل ندارید دیگران آنها را ببینند سایه میگویند.
عاقبت کسانی که سایه خود را دیدهاند و به عبارت بهتر مالک آن شدهاند این است که با خیالی آسوده به زندگی ادامه میدهند. سایه به این راحتی و سریع کشف نمیشود و از چشم پنهان میمانند. رابرت الکس جانسون (Robert A Johnson)، در کتاب سایهات را مالک شو (Owning your own shadow: understanding the dark side of the psyche) به شما برای کشف سایهتان کمک میکند.
سایه برخلاف جنبههای منفی و مخربی که به همراه دارد، اگر از اصل جابهجایی و همترازی نیروها استفاده کنند میتوانند سازنده باشند و مسبب رشد و نمو شوند. به عبارت بهتر سایه به منزله زیست مایه اصلی تحول، منبع برانگیختگی، سرچشمه آفرینندگی و خلاقیت و خاستگاه هیجانها و نیروهای پیشرونده نیز هست.
اما نکته آن است که ذهن انسان همیشه به دنبال ایجاد شکاف و گسست آشتیناپذیر میان عناصر تشکیل دهندهی خویش است؛ چنین مرزبندیهایی که انسان برای خویش میسازد از کجا نشأت گرفته و چگونه شکل میگیرد؟
رابرت جانسون معتقد است که نوزاد انسان در ابتدا کامل و یکپارچه پا به دنیا میگذارد ولی فرهنگ جامعه او را کمکم از سادگی، پاکی و سرزندگی خارج کرده و به سویی دیگر سوق میدهد.
در بخشی از کتاب سایهات را مالک شو میخوانیم:
چه کسى است که باختن را دوست داشته باشد؟ کمتر کسى است که ارزشهایى مانند بُردن، ثروتاندوزى، خوردن و استراحت را دوست نداشته باشد. برنده شدن خوب است؛ درآمد خوب، عالى است؛ خوردن یعنى خود زندگى؛ درآمد کسب کردن یعنى مسئولیتپذیر بودن؛ ثروتاندوزى یعنى امنیت؛ مشغول بودن و پرکار بودن فضیلت است چرا که شیطان از دستهاى بیکار استفاده مىکند؛ تأهل سنگ بناى جامعه ماست؛ مصمم و بااراده بودن یعنى مولد و قابل اطمینان بودن؛ آزادى سرچشمه شکل حکومت ماست؛ حق انتخاب در واقع براى انسانهاى آزاد امرى مقدس است؛ قدرت یعنى کارآیى؛ آگاهى متمرکز بهترین پادزهر وضعیت خوابآلود و نیمهآگاه آدمهاى بدوى است؛ وضوح مهم است و همه مىدانند که بیشتر یعنى بهتر.
این فضائل در اکثر جوامع مهم و سودآورند و بىچونوچرا موردقبول همگان هستند. فرهنگها بر پایه آنها استوار است و بهترین آثار خود را به مدد آنها خلق کرده است.
اما سمت دیگر، ارزشهاى مذهبى سفارش شده که تقریبا در همه سخنرانىها آنها را مىشنویم و آنها زیربناى فرهنگ دینى جوامع را تشکیل مىدهند. از روى منبر به ما گفتهاند که دادن بهتر از گرفتن است؛ و از بهترینها انفاق کن؛ روزه گرفتن یعنى کسب فضیلت معنوى؛ به علاوه به ما گفتهاند: قضاوت نکن؛ هر مسئلهاى را پیش مقامات حاکم ببر؛ انتخاب را به عهده بزرگان و افراد برتر بگذار؛ اطاعت عالىترین فضیلت است؛ جایى که قدرت هست عشق نیست؛ روزه گرفتن براى سلامت تن و جان لازم است.
این همه تناقض! با این حال هر یک از ما چه آگاهانه به پیروى از فضائل مذهبى پاىبند باشد چه نباشد با این تناقضها زندگى مىکند.
بله




























از آن کتابهایی بود که وقتی دست گرفتم تا صبح نخوابیدم و تمامش کردم.