جلد کتاب کتاب نفسم می‌گیردپشت جلد کتاب کتاب نفسم می‌گیرد
۱۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب نفسم می‌گیردپشت جلد کتاب کتاب نفسم می‌گیرد
کتاب الکترونیک
246 صفحه
PDF

برای شنیدن کتاب نفسم می‌گیرد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب نفسم می‌گیرد

کتاب نفسم می‌گیرد به قلم فهیمه ذوالفقاری، به روایت داستان عاشقانه‌ی دو جوان به نام‌های شهاب و زهرا می‌پردازد.

این داستان متولد ذهن نویسنده است و تمامی اسامی به صورت تصادفی و مطابق با شور و حال فهیمه ذوالفقاری انتخاب شده‌اند اما واقعیتی در بطن داستان برگرفته شده از جامعه وجود دارد. واقعیتی تلخ از زندگی روزمره.

در بخشی از کتاب نفسم می‌گیرد می‌خوانیم:

من منی کردم. سرم را پایین انداختم، چه جواب می‌دادم؟ سکوتم کافی بود تا مامان دست از سرم بردارد. آن روز گذشت و مامان هم با بابا صحبت‌هایش را کرده بود اما از شهاب و خانواده‌اش خبری نبود. نمی‌دانم شاید پشیمان شده بود یا اینکه خانواده‌اش موافقت نکرده بودند، نمی‌دانم. از طرفی دلم پیش شهاب بود و از طرفی عقل حکم می‌کرد که بیخیال این عشق توهمی بشوم.

در خانه هم دیگر کسی در این مورد صحبتی نمی‌کرد مطمئنا برای رعایت حال من. لاله هم معتقد بود که کلا قضیه را فراموش کنم. اما نمی‌دانم چرا چشمان من در کوچه و دانشگاه در جستجوی آشنای غریبه‌ای بود. بعد از دو هفته سر و کله شهاب جلوی در دانشگاه پیدا شد. من به همراه لاله قصد رفتن به خانه را داشتیم، هنگام خروج از در دانشگاه، یک لحظه چشمم به شهاب افتاد. در جا ایستادم، کوبیده شدن آرنج لاله به پهلویم هم گواه این بود که لاله هم شهاب را دیده است.

- هی زهرا، شازده دوماد رو ببین.

به لاله نگاه کردم داشت با چشم و ابرو شهاب را نشانم می‌داد. عقل و دل هر دو خود را از گود بیرون کشیده بودند و نظاره‌گر بودند. شهاب جلو آمد و سلام کرد. هول شده بودم، سرم ناخوداگاه پائین افتاد.

- سلام

لاله هم سلام کرد و در حالی که این پا و آن پا می‌کرد گفت:

- زهرا جان من دیرم شده اگه اجازه بدی من برم خونه، فردا می‌بینمت.

داشت می‌رفت دنبال نخود سیاه. نگاهی به او کردم لبخندی زدم و با باز و بسته کردن چشمانم از او خداحافظی کردم. لاله رفت و من ماندم و شهاب و گود زندگی و این دل وامانده که سر از پا نمی‌شناخت.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب نفسم می‌گیرد
نویسندهفهیمه ذوالفقاری
ناشر چاپیانتشارات طلوع ققنوس
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابPDF
تعداد صفحات246
زبانفارسی
شابک978-600-99873-6-8
قیمت کتاب الکترونیک
۱۵,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب نفسم می‌گیرد بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات طلوع ققنوس در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب نفسم می‌گیرد

soolmaz asadi
۱۳۹۸/۰۸/۱۴
سلام کتاب رو خوندم و البته خیلی متاثر شدم و اشک ریختم ولی چیزی که باید بگم اینکه باید قدر لحظه‌هایی که با عزیزای زندگیم دارم رو بدونم و جواب بدی رو بنا به شرایط بعضی مواقع با خوبی بدم تا رابطه‌ها بهتر بشه و نه لجبازی
مریم طاهری
۱۳۹۹/۰۱/۰۸
واقعا زیبا و عاشقانه‌ای واقعی بود؛ بسیار آموزنده آنهم پندهایی که انجامش بسیار سخت ولی برای داشتن عشق واقعی و نخوردن افسوس بسیار لازم است
طاها عابدینی
۱۳۹۸/۱۰/۰۴
خیلی کتاب آموزنده و غمگین بود و در عین حال بسیار زیبا⭐⭐⭐⭐
ش محسني
۱۳۹۸/۰۶/۰۳
خیلی غمگین و ناراحت کننده، اصلا پیشنهاد نمیکنم
ادامه نقد و نظرات کتاب نفسم می‌گیرد...
👋 سوالی دارید؟