کتاب ایلومیناتی: سیزده خاندان تاجدار، سیزده خط خونین (جلد 8 از مجموعه تاریخ فرهنگی قبیلهی لعنت) نوشتهی اسماعیل شفیعی سروستانی، به مبحث ایلومیناتی اختصاص داده شده تا معلوم شود که آخرین حد و پرده از نمایش چند هزار ساله به اجرا درمیآید تا همهی خشم و کین ابلیس در رابطه با انسان و انتقام از خالق انسان بر صحنهی فراخ زمین، عینیت یافته و دیده شود.
مجموعه تاریخ فرهنگی قبیلهی لعنت با هدف پرداختن به بررسی عملکرد ابلیس از آغاز آفرینش تا تشکیل مجامع مخفی به تالیف در آمده و کتاب ایلومیناتی: سیزده خاندان تاجدار، سیزده خط خونین، عنوان آخرین جلد از مجموعه «تاریخ فرهنگی قبیلهی لعنت» است.
مباحث از «صبحگاه آفرینش و انعقاد نطفۀ رویگردانی از خداوند» آغاز شد تا آن زمان که «کاهنان معبد جادو» عرصه را برای عابدان و صالحان حریم امن بندگی و عبودیّت تنگ کردند.
ابلیس، این مارگزنده، با هم داستانی با سامریان و با گذار از میان «بنیاسرائیل» و فراز و نشیبهای رفته بر پیامبران و رسولان، برکشیده شدن بنایی را سبب شد که در گوشههای تاریک و نمورش، «مجامع مخفی و الیگارشی حاخامهای آلوده به کابالا و جادو» لانه گزیدند.
بعثت حضرت عیسی بن مریم، واقعهای نبود که ابلیس و جنود جنّی و انسی همراهی کنندهاش به سادگی از کنار آن بگذرند؛ از این رو، از ماجرای تصلیب، بستری فراهم آمد تا در میانۀ قرون وسطا و کشاکش جنگهای صلیبی، «شوالیههای معبد» مجامع مخفی را پایهگذاری کنند.
اروپای مسیحی با پاره کردن بندهای وابستگی عقیدتی و عملی مسیحیّت کلیسایی، شرایط تاریخی نوینی را به تجربه نشست که به واسطۀ آن، همۀ آرزوی شیطان و لژنشینان مجامع مخفی در میان مناسبات فردی و اجتماعی مردم برآورده گردید. بسط سکولاریسم، نضج مکتب اومانیسم و رواج لیبرالیسم در حوزۀ فرهنگ و شکلگیری دولتهای استعماری، چنان آن شجرۀ ملعونه را آبیاری کردند که رشد یافته و به برگ و بار نشست.
حضور و نقشآفرینی «فراماسونها در صحنۀ حیات سیاسی، اجتماعی» ساکنان قرن نوزده و بیست میلادی و شکلگیری حوزۀ وسیع فرهنگی و تمدّنی غرب الحادی، سران مجامع مخفی را بیش از هر زمان، امیدوار ساخت که همۀ امکان لازم برای برپایی دولت جهانیِ فرزندخواندگان ابلیس فراهم آمده است.
ایلومیناتی، موضوع مورد بحث این جلد از مجموعه تاریخ لعنت به معنای ظهور عملی و نظری خاستگاه شیطان و لژنشینان مجامع مخفی بیخدا در آخرالزّمان است؛ «نظم نوین جهانی» و سپس عصیان و آشوبی فراگیر، به امید دستیابی ابلیس به سلطهای فراگیر در ابعاد جهانی.
راز همۀ فراز و فرودهای بزرگ در نقطه عطفهای مهمّ تاریخ رفته، در حال گذار و سرانجام تولّد تاریخ فردا را در همین امر باید جستوجو کرد.
ایلومیناتی مجموعهای است از فرزند خواندگان شیطان که خیال قدرت بلامنازعه و سلطنت جهانی، آنان را به بیرحمترین مجامع تجربه شدۀ بشری از آغاز خلقت تا به حال، با عزمی راسخ و انعطافناپذیر برای شوریدن بر بندگان و مؤمنان خداوند و مستضعفان عرصۀ زمین تبدیل کرده است.
در بخشی از کتاب ایلومیناتی: سیزده خاندان تاجدار، سیزده خط خونین میخوانیم:
«فراماسونری» در کشورهای پیرو کلیسای «پروتستان»، با سرعت توسعه یافت؛ زیرا بر اساس یکی از اصول پذیرفته شده، سکولاریسم در معنی «جدایی دین از سیاست» جزو لاینفکّ حیات فکری و فرهنگی فراماسونها شناخته میشود؛ چنانکه نویسندۀ «دائرۀالمعارف یهود، یهودیّت و صهیونیسم» مینویسد:
پروتستانیسم شکل سکولار شدۀ مسیحیّت کاتولیک بود. وانگهی میانگین دمای سکولاریزاسیون در این کشورها بالا بود. برای همین، فراماسونری به سرعت در «جزایر انگلستان» گسترش یافت؛ چراکه کلیساهایی که بر کلّیۀ ابعاد زندگی مردم تسلّط داشته باشند، در آنها یافت نمیشد و افزون بر آن، طبقۀ حاکم نیز به صف فراماسونرها پیوسته بودند. با گسترش امپراتوری انگلستان، فراماسونری نیز گستردهتر شد و دامنۀ آن تا «ایالات متّحده»، «استرالیا»، «کانادا»، «مصر»، «فلسطین»، «هند» و دیگر مستعمرهها یا کشورهای تحت حمایت کشیده شد.
نکتهای که شاید تاکنون، کمتر بدان توجّه شده باشد، این است که بسیاری از جنگ و جدالهای دویست سالۀ اخیر و پس از آغاز حرکتهای استعماری اروپائیان در اقصا نقاط عالم، معطوف به جدال پنهان لژهای ماسونی اروپایی است؛ چنانکه قبلاً ذکر شد، فراماسونرها، علاوه بر داشتن انگیزۀ پنهانی مشترک، به دلیل رویکرد تمامیّتخواهانۀ یهودیانه و نفسانیاشان، در هر یک از کشورهای اروپایی، سعی در استعمار سایر کشورها، به زیر یوغ در آوردن مستضعفان و گسترش جغرافیای نفوذ خود داشتند. در کشورهای شرقی، جدال لژها، به انقلاب، کودتا، خیزشهای اجتماعی و چپاول ثروتها و منابع مردم مستضعف انجامیده است. دکتر المسیری در همین باره، اشاراتی دارد و مینویسد:
امّا تنها فراماسونری بریتانیا نبود که در مستعمرههای آن انتشار یافت؛ زیرا جنگ امپریالیستی بر سر تقسیم جهان، از طریق کشمکش میان لژها و انجمنهای فراماسونری نیز انعکاس یافت. هر لژ در خدمت مصالح کشور خود بود؛ درست مانند رقابت و کشمکش میان مبلّغان مسیحیّت پروتستان و مسیحیّت کاتولیک که هر یک نمایندۀ منافع کشور خود بودند.
بله





















