جلد کتاب کتاب دختر رودخانهپشت جلد کتاب کتاب دختر رودخانه
۳۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب دختر رودخانهپشت جلد کتاب کتاب دختر رودخانه
کتاب الکترونیک
215 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب دختر رودخانه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب دختر رودخانه

کتاب دختر رودخانه نوشته‌ی حبیبه باقری، روایتی است عاشقانه، اجتماعی، همراه با احساسات و عواطف ناب درونی انسان‌ها، که به بیان سرگذشت زنان قهرمان داستان پرداخته که در مسیر زندگی فارغ از سختی‌ها، مشکلات، شکست‌ها و موفقیت‌ها خواستند خود واقعی‌شان باشند.

در بخشی از کتاب دختر رودخانه (River girl) می‌خوانیم:

رضوان خانم دنیا به آخر رسیده بود، یعنی سیاوش حق نداشت برای زندگی خودش تصمیم بگیرد، حتماً می‌بایست به تقاضای سرکار علیه جواب مثبت می‌داد، چون شما رضوان خانم هستید همه چیز برایتان از بچگی فراهم بوده، شوهر هم یک دلخوش کنک بود که باید به هر قیمتی به دست می‌آوردید، که با رفتن او و جواب منفی موقتش که شاید با تنهایی فکر کردن به جواب مثبت تبدیل می‌شد این آتش را به پا کردی، این از حال عمه، آن هم از رضا که به خاطر حرف‌های آقای ارجمند رفت، حالا خوشحال باش چون بین من و رضا هم جدایی انداختی.

همه ساکت بودند حتی آقای ارجمند، برایم مهم نبود که دیگران چه می‌گویند، یکی باید برای همیشه جواب لوس‌بازی‌های رضوان را می‌داد، من رضوان را خیلی دوست داشتم و دارم اما منکر خیلی از اخلاق‌های بد او نمی‌شوم، چطور به خودش اجازه داد آن‌ روزها که رضا بی‌تاب من بود و اوضاع خانه‌شان آشفته شده بود برای این‌که من یک دختر ساده بدون ثروت و پول و پدر بودم هر توهینی که دلش خواست به من بکند، خدا می‌داند که قصدم تلافی نبود اما رفتن رضا مرا دیوانه کرد.

با آمدن آمبولانس من به حیاط رفتم، چند دقیقه بعد آقای ارجمند از اتاق بیرون آمد در حالی که ژاکت من به دستش بود آن را روی شانه‌هایم انداخت و گفت: تارا جان می‌دانم از دستم عصبانی هستی ولی رضا حق نداشت در حضور من و دیگران سر خواهرش داد بزند من رضا را از خودم نراندم فقط به او یادآوری کردم که هنوز زنده‌ام و خودم می‌توانم از رضوان بازخواست کنم او باید صبر می‌کرد تا ببیند عکس‌العمل من در مقابل بی‌ادبی رضوان چیست، نه اینکه خودش را جای من قرار دهد، تو هم ناراحت نباش من اجازه نمی‌دهم رضا از ایران خارج شود، اگر زیر زمین هم رفته باشد پیدایش می‌کنم زندگی تو و رضا هیچ ربطی به زندگی رضوان ندارد، سیاوش هم حق دارد به دلخواه خودش ازدواج کند کار رضوان بچه‌گانه است من خودم با او صحبت می‌کنم، حالا بلند شو بیا داخل سرما می‌خوری شکر خدا حال عمه‌ات بهتر است نیازی به بستری در بیمارستان نیست الان گروه اورژانس هم می‌روند.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب دختر رودخانه
نویسندهحبیبه باقری
ناشر چاپیانتشارات خدمات فرهنگی کرمان
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات215
زبانفارسی
شابک978-600-285-248-9
قیمت کتاب الکترونیک
۳۰,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب دختر رودخانه بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات خدمات فرهنگی کرمان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب دختر رودخانه

Zahra Seif
۱۴۰۲/۰۸/۱۷
سلام و خسته نباشید خدمت شما.. به نظر من کتاب بدی نبود... من ماجرای جیران مادر تارا را بیشتر دوست داشتم‌ای کاش نویسنده بعد از برخورد جیران و کاوه بیشتر به آن‌ها می‌پرداخت و مقداری از داستان را به آن‌ها اختصاص می‌داد تا به رضوان و سیاوش فک می‌کنم جذاب‌تر بود... ولی اصلا عشق تارا و رضا اصلا برای من و قابل باور توجیه نبود شاید هم برخوردشان و نحوه‌ی آشنایی آن‌ها.. از یه قسمت داستان هم خیلی چیزها قابل پیش بینی بود... اما در مجموع خوب بود توصیه می‌کنم بخونید....
ابوالفضل عبدلی
۱۳۹۸/۰۴/۰۱
داستان درباره‌ی زنی ست که با یک شوهر بولدار ازدواج میکنه که خانواده بسره با این وصلت راضی نیست و بعدش اتفاقاتی میافته که باعث...
این داستان فوق العاده است به نظرم بهتر بود فیلمش میکردن
امیرعلی احمدی خواه
۱۴۰۰/۰۵/۲۸
عالی بود نویسنده این کتاب مادربزرگ بنده هستن عالیه این کتاب یعنی عشق. وتمام.
زینب ممبینی
۱۴۰۱/۰۴/۲۵
من دوسش داشتم خیلی خوب بود ارزش خوندن داره
ادامه نقد و نظرات کتاب دختر رودخانه...
👋 سوالی دارید؟